جانب خدا ، ) فضلى است كه به آن پرداختند ! . و اگر ؛ از آنها كنارهگيرى و جفا ديدى ، بگو : اين ، بخاطر گناهى است ، كه پديد آوردم . و براستى ؛ اگر چنين كارى از تو بروز نمود و آن را عمل كردى ، خدا ، زندگانى را بر تو آسان گرداند ! و دوستانت ، زياد شوند و دشمنانت كم ! و از نيكى آنان شادمان گردى ! و به تبرّى و جفاى آنان تأسّف نخورى ! .
و بدان ! كه محترمترين و گرامىترين مردم بر مردم ، كسى است كه ؛ خير و بركتش بر آنان جارى و لبريز باشد ! و از آنان بىنياز ! ( و همچنان ) در پرهيز ! .
و گراميترين مردم ، بر آنها - بعد از او - كسى است كه از آنان بر كنار باشد و ( همچنان ) در پرهيز ! اگر چه محتاج و نيازمند آنها است . و تنها ؛ أهل دنيا ، بأموال دنيا ، عشق ( و محبّت ) دارند ! پس هركه ؛ در آنچه به او ، عشق ( و محبّت ) دارند ، مزاحم آنان نشود ، پيش آنها گرامى و محترم است ! . و كسى كه ؛ [ در آن ] مزاحمشان نگشت ! و از آن - تماما يا قسمتى - برايشان فرصت و إمكاناتى فراهم نمود ، پيش آنها ، عزيزتر و محترمتر است ! .
إمام باقر عليه السّلام فرمود : آنگاه ؛ مردى ، بلند شد و گفت : يابن رسول اللّه ! از معنى
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ] *
مرا آگاه كن !
علىّ بن الحسين عليهما السّلام فرمود : پدرم از برادرش ، از أمير المؤمنين عليه السّلام ، روايت كرد كه ؛ مردى ، بلند شد و إظهار نمود : يا أمير المؤمنين ! از
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ] *
مرا آگاه كن ! معنايش چيست ؟
فرمود :
براستى ! وقتى كه ؛ [ اللّه ] به زبان آوردى ، بزرگترين نام - از نامهاى خدا - را گفتهاى ! و آن ، إسمى است كه ؛ غير خدا ، شايسته نيست به آن ناميده شود . و هيچ آفريدهاى ، به آن نام ، خوانده نشده است ! .
بدنبالش ، مرد سؤالكننده گفت : پس ؛ تفسير [ اللّه ] چيست ؟
فرمود :
همان كسى است كه ؛ همهء آفريدگان ، بهنگام شدائد ! و نيازمنديها ! و نااميدى ! و إنقطاع از جميع [ ما سوى اللّه ! ] و قطع رابطه از غيرخدا ! بسوى او ، و إله و شيدايند ! . و اين ، بدانجهت است كه ؛ هررياستطلب و بزرگمنشى ! - در اين دنيا - اگر چه بىنيازى و طغيان وى ، عظيم و چشمگير است ! ( ولى ؛ ) هنگاميكه ؛ حوائج زيردستانش به او زياد شود ! ( سرانجام ) ، نياز و حاجاتى به آنها روىآور مىشود كه ؛ اين ( رياستطلب و ) عظمت خواه ، بانجامش قادر نيست ! و خود اين ، نيز ، با حاجات و نيازى روبرو مىشود ، كه در انجامش ناتوان است ! نتيجة ؛ بهنگام ناچارى و فقر و فاقهاش ! بسوى خدا ، إنقطاع و بريدگى پيدا مىكند . تا همّ و غمّ او كه زائل شد ، ( دوباره ) بشرك خود ، باز ميگردد ! .
آيا ؛ بخداى عزّ و جلّ ! گوش نميدهى ؟ ميفرمايد :
« بگو : رأيتان چيست ؟ مرا با خبر كنيد ! كه هرگاه ؛ شما را عذاب خدا فرا گيرد ! و يا شما را ساعت قيامت ، فرا رسد ! - اگر راستگوايد ! - آيا ؛ غير خدا را ميخوانيد ؟ . بلكه [ فقط ] او را ميخوانيد ! پس ؛ آنچه خواهش و دعا به او داريد - اگر بخواهد - ( برآورده مىكند ! و شرنگ و تلخى را ) بر طرف ميسازد . و آنچه شرك آوريد ، فراموش ميكنيد ! . » « 1 »
هامش
( 1 ) -قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ »أنعام ، آيات 40 و 41