تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
عثمان عمرش طولانى شده بود و قوايش به ناتوانى گرائيده بود و نشست و برخاستش بر او سخت و گران شده بود و لرزه در اعضاى بدنش پديدار شده بود كسانى كه در نزد او جايگاهى براى امامت و امانت و ولايت نداشتند چون اين احوال او را ديدند به سويش يورش بردند و عليه او مردم را تحريك كردند و بزرگترين چيزى كه بر او عيب گرفتند و ملامتش كردند ولايتدارى تو بر يمن و مدت طولانى آن بود . سپس به تدريج عظمت خلافت براى آنان بى ارزش شد تا جايى كه همانند حيوان زخم خورده‌اى كه رو به مرگ است او را كه روزه‌دار بود و قرآنى به گردن آويخته بود و كتاب خدا را تلاوت مىكرد ذبح كردند . با شهادت داماد رسول خدا و امام مقتولى كه بدون جرم خونش را ريختند و حرمتش را شكستند مصيبت اسلام شدت يافت . تو مىدانى كه بيعت او بر گردن ماست و مطالبه خونش بر ما لازم است و شخصى كه از حق كوتاهى و از راه صداقت به باطل روى آورد خيرى در او نيست ، آتش را مىپذيريم ولى ننگ را نمىپذيريم . و خدا - جل ثنائه - در امر دين به هيچ بهانه‌اى راضى نمىشود پس خودت را براى ورود به عراق آماده ساز كه من شام و مردمش را براى تو كفايت كرده‌ام و امر آن را استوار ساخته‌ام . آگاه باش كه من به طلحه بن عبيد اللّه نوشته‌ام كه در مكّه با تو ديدار كند تا براى اظهار دعوت به خونخواهى عثمان اتفاق نظر يابيد و به عبد اللّه بن عامر نيز نوشتم كه مردم عراق را براى شما آماده سازد و از شدت سرزنشها و ملامت‌ها بر شما بكاهد . بدان كه اين جماعت در همان ابتدا بر تو هجوم آوردند تا كليه اموالى را كه در اختيار داشتى از تو بگيرند . از اين امر آگاه باش و چنان كه شايسته است عمل كن خداوند به مشيت و سلامتش تو را يارى دهد . و در پائين نامه ابيات زير را نوشت :
ظلّ الخليفه محصورا يناشدهم * باللّه طورا و بالقران احيانا
« خليفه همواره در محاصره مردم بود و گاه آنان را به خدا و گاه به قرآن قسم مىداد » .