پس از تقسيم غنايم يكى از اصحاب امام عليه السّلام كه در هنگام تقسيم حضور نداشت آمد و گفت : اى امير مؤمنان هنگام تقسيم غنايم حاضر نبودم و چيزى نگرفتهام و علت حاضر نبودنم چنين و چنان است . امير المؤمنين عليه السّلام همان مقدار كه نصيب او مىشد به او بخشيد . « 1 »
سخن امير المؤمنين عليه السّلام هنگام آمدن به كوفه از بصره
پس از مدتى امير المؤمنين عليه السّلام به سوى كوفه حركت كرد و به گفته مسعودى به هنگام ورود به كوفه خطبهاى خواند و بعد از حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر فرمود :
« سپاس خدايى را كه دوستش را يارى داد و دشمنش خوار و زبون كرد و راستگوى حقيقتجو را عزّت داد و دروغگوى پوينده باطل را ذليل ساخت .
اى مردم بر شما باد به تقواى الهى آن گونه كه شايسته است و اطاعت از اهل بيت پيامبرتان كه از خدا اطاعت مىكنند . آنان كه به اطاعت شدن سزاوارتر از كسانى هستند كه خود را به ما منسوب مىكنند و به دروغ ادعا مىنمايند و با فضايل ما خود را برترى مىدهند ولى امر خلافت ما را انكار مىكنند و با ما در حقّمان ستيز مىكنند و ما را از آن دور مىسازند و به يقين سرانجام بد خطايى را كه مرتكب شدهاند خواهند ديد و با حال گمراهى پروردگارشان را ديدار خواهند كرد . گروهى از شما از يارى من بازنشستند و من آنان را سرزنش و ملامت مىكنم آنها را از خود برانيد و با سخنان ناروا با ايشان گفتگو كنيد تا ناراحتى [ ناخرسندى ] ما را بر طرف كنند و آن چه از ايشان انتظار داريم به چشم خود ببينيم » . « 2 »
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، 2 ، 380 .
( 2 ) ارشاد ، 1 ، 259 و امالى مفيد ، 127 و بحار ، 32 ، 356 ح 334 .