كسانى كه اطراف من هستند محكم كردهام به شرط اين كه خلافت براى كسى باشد كه مقدم است و بعد از او براى دوستش باشد . خداوند شما را از امامان هدايت و در جايگاه خير و تقوى قرار دهد و به منزلگاه هدايت يافتگان برساند و رشد و هدايت توفيق يافتگان ببخشد و السّلام » . « 1 »
نامههاى معاويه به سران بنى اميه
معاويه همچنين نامهاى به مروان بن حكم نوشت :
« امّا بعد ، نامهات درباره خبر كشته شدن عثمان ، و آن چه مردم به سبب جهل به خدا و گستاخى بر او و خوار شمردن حقّش ، نسبت به عثمان مرتكب شدند و بى حرمتى كه به او كردند ، به دستم رسيد . قسم به عهد و پيمانم كه شيطان به اين كار وسوسه كرد تا آنان را در اعماق فتنه و پرتگاههاى گمراهى در غلطاند .
قسم به جانم كه ابليس گمانش را به حقيقت پيوست و آنها را به دامهاى خود گرفتار ساخت پس اى ابا عبد اللّه سوار بر مركب راهوارت با رفق و مدارا بران تا اولين نفر باشى و وقتى نامهام به دستت رسيد همانند پلنگى باش كه جز با نيرنگ و فريب به دام نيافتد و جز به هنگام حيله زير چشمى و خشمناك نگاه نكند و مانند روباهى باش كه جز از روى مكر و حيله به چيزى توجه نكند ، خودت را از آنها پنهان بدار همانند جوجه تيغى كه موقع دست زدن به او سرش را مخفى مىكند و خودت را بى ارزش جلوه بده مانند كسى كه مردم از يارى و كمك او نااميد هستند اما همانطور كه مرغ به هنگام بيماريش به دنبال دانههاى ارزن مىگردد در كارهايشان كنكاش كن .
تو حجاز را به هم بريز و من شام را به هم مىريزم و السّلام » . « 2 » معاويه نامهاى نيز به سعيد بن عاص نوشت :
هامش
( 1 ) نك : جمهره رسائل العرب ، 1 ، 300 .
( 2 ) جمهرة رسائل العرب ، 1 ، 301 .