فان ترض ذاك منك الرضا * و لا فدونك لى حلفة
« اگر اين كار تو را خشنود مىكند رضايت تو بس است و اگر نه پس سوگند مرا بستان » .
و ربّ المحلّين و المحرمين * و رب الجماعه و الالفه
« قسم به پروردگار حلالها و حرامها و پروردگار جماعت و الفت » .
لسيان عندى قتل الزبير * و ضرطه عنز بذى الجحفه « 1 »
« كه كشتن زبير در نظر من با باد معدهء بزى در ذى الجحفه يكسان است » .
بعدها ابن جرموز از ميان ياران امير المؤمنين عليه السّلام خارج شد و همراه اهل نهروان خروج كرد و با آنها كشته شد .
در روايتى ديگر نقل شده كه عمرو بن جرموز با زبير مبارزه كرد و او را به قتل رسانيد و گفته شد ، احنف بن قيس او را كشت .
و عمرو درباره كشته شدن او اين اشعار را گفت :
اتيت عليا براس الزبير * ابغى به عنده الزلفه
« سر بريده زبير را نزد على بردم و اميدوار بودم نزد او تقرب يابم » .
فبشّر بالنار يوم الحساب * و بشرت بشارة ذى التحفه
« امّا او به آتش روز جزا بشارت داد و چون هديه دهندهاى به من بشارت داده شد » .
لشتان عندى قتل الزبير * و ضرطه نمر بذى الجحفه
« در نظر من كشتن عثمان و باد معده پلنگى در ذى الجحفه يكسان است » .
احتجاج امير المؤمنين عليه السّلام با طلحه بن عبيد اللّه
امير المؤمنين عليه السّلام پس از گفتگو با زبير ، طلحه بن عبيد اللّه را طلبيد و به او فرمود : « ابا عبد اللّه ! تو را فرا خواندم تا سخنى از رسول خدا را به يادت بياورم آيا
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، 2 ، 373 .