مىبيند مسخره نكند شايد كه او در پيشگاه خدا از كسى كه سالم و بىعيب است پاكدلتر و پرهيزگارتر باشد در نتيجه شخصى را كوچك شمرده كه خدايش بزرگ شمرده است .
وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ
؛ بعضى از شما بر بعضى طعنه نزنيد و نظير آن است آيه :
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
؛ « خودكشى نكنيد » ( نساء / 29 ) . چرا كه مؤمنان مانند يك نفساند يعنى نفس خود را از طعنه زدن و عيب گرفتن حفظ كنيد و شما را نمىرسد كه ديگران را كه به دين شما نيستند سرزنش كنيد .
دو حديث است كه عيب شخص فاجر را نقل كنيد تا مردم از او بپرهيزند .
وَ لا تَلْمِزُوا
؛ طعنه زدن و عيبجويى در حضور شخص را « لمز » و عيبجويى در غياب شخص را « همز » مىگويند . و گفته شده عيبجويى با زبان و چشم و اشاره « لمز » و عيبجويى با زبان « همز » است .
وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ
؛ يكديگر را به القاب ( بد و زشت ) نخوانيد ، باب تفاعل از نبز است و قول عرب كه بنو فلان يتنابزون و يتنازبون ، هر دو به يك معنى است و لقب دادنى كه مورد نهى واقع شده آن است كه اگر شخص به آن لقب خوانده شود بدش بيايد چون نوعى عيب و نكوهش براى اوست امّا لقبى كه شخص دوست دارد و موجب زينت اوست اشكالى ندارد . در حديث است كه يكى از حقوق مؤمن بر برادر دينى خود اين است كه او را به اسمى صدا بزند كه محبوبترين اسمها در نزد اوست « 1 » .
از ابن عباس روايت شده كه امّ سلمه يك تكه پارچهء كتان سفيد به كمر خود بسته بود كه دو طرف آن از پشت سرش آويزان بود و هنگام راه رفتن به زمين كشيده مىشد ، عايشه به حفصه گفت : ببين چه چيز را پشت سر خود مىكشد گويى زبان
هامش
( 1 ) - و
فى الحديث ، من حقّ المؤمن على اخيه ان يسمّيه بأحبّ اسمائه اليه .