آزار مىدهد ، عبد اللَّه بن رواحه گفت : به خدا بوى الاغ پيامبر خدا از بوى تو بهتر است پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از آنجا عبور كرد و پس از آن در ميانشان مشاجره ادامه يافت تا آنجا كه يكديگر را دشنام دادند و دو قبيلهشان اوس و خزرج آمدند و با چوبدستيها به يكديگر زدند ، پيامبر نزد آنها برگشت و ميانشان آشتى داد . پس اين آيه نازل شد و حضرت آيه را بر آنان قرائت فرمود و با هم آشتى كردند « 1 » .
( بغى ) به معناى تجاوز و ستم است و ( فيء ) بازگشت است و به معناى سايه و غنيمت نيز آمده است چرا كه سايه بر مىگردد و غنيمت هم اموال كافران است كه به مسلمانان بر مىگردد .
فَإِنْ فاءَتْ
؛ اگر برگشت و توبه كرد و به فرمانبردارى خدا در آمد پس در ميان آن طايفه به عدالت صلح برقرار كنيد .
وَ أَقْسِطُوا
؛ عدالت كنيد .
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
؛ خداوند عادلان را دوست مىدارد .
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
؛ مؤمنان برادران دينى هستند .
فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
؛ در ميان دو شخصى كه نزاع و خصومت كردند آشتى برقرار كنيد يعنى ظالم را از ستم به مظلوم بازداريد و مظلوم را يارى كنيد .
در حديث است كه مسلمان برادر مسلمان است به او ستم نمىكند و او را نيش نمىزند « 2 » .
بعضى گفتهاند مقصود از اخوين دو قبيله اوس و خزرج است .
هامش
( 1 ) -
عن ابن عباس ، قال وقف رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله على مجلس بعض الانصار و هو على حمار فراث الحمار فامسك عبد اللَّه بن ابىّ بأنفه فقال خلّ حمارك فقد آذانا نتنه فقال عبد اللَّه بن رواحه و اللَّه لحمار رسول اللَّه اطيب ريحا منك و مضى رسول اللَّه و طال الخوض بينهما حتى استبّا و جاء قوماهما الاوس و الخزرج فتجالدوا بالعصى فرجع اليهم رسول اللَّه فاصلح بينهم فنزلت و قرأها عليهم .
( 2 ) - و
فى الحديث ، المسلم اخو المسلم لا يظلمه و لا يسلمه .