تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
مىداد و معانقه مىكرد « 1 » . و نظير اين است آيهء
أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ
؛ « در برابر مؤمنان متواضع و در برابر كافران نيرومندند ( مائده / 54 ) .
تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً
؛ از بسيار نمازگزاردن و مداومت آنان بر نماز خبر مىدهد .
يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً
؛ يعنى با طاعات خود از خدا فزونى نعمت مىخواهند و نيز طالب خشنودى او هستند . « سيماهم » نشانه‌اى كه در چهره‌هايشان وجود دارد و مقصود علامتى است كه در پيشانى نمازگزار بر اثر سجدهء زياد پديد مىآيد و من اثر السّجود ، آن را تفسير مىكند يعنى تأثيرى كه سجده بر پيشانى مىگذارد ، به علىّ بن الحسين زين العابدين عليه السّلام ذو الثفنات ، مىگفتند : چرا كه در مواضع سجده‌اش مانند پينهء سر زانوهاى شتر پينه‌هايى ظاهر مىشد . از سعيد بن جبير روايت شده كه نشان سجده در پيشانى مؤمنان اثر خاكى است كه بر روى پيشانى مىماند .
ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ
؛ اين صفت عجيب آنها در تورات است ، در اين جا مطلب را تمام كرده و مجددا شروع كرده است
وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ
؛ و گويند ، يعنى اين است مثل مؤمنان در هر دو كتاب تورات و انجيل آن گاه جمله را آغاز كرده و فرموده است :
كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ
؛ مانند زراعتى است كه جوانه‌اش بيرون آمده است . اشطا الزرع ؛ آن گاه گويند كه زراعت جوانه بزند و « شطأه » به فتح ( طاء ) نيز قرائت شده است .
فَآزَرَهُ
؛ از موازره به معناى معاونت و كمك است ، از اخفش نقل شده كه افعل تفضيل است يعنى آن را محكمتر كرد و بيشتر به كمك و تقويتش پرداخت ، و فاذره ، نيز قرائت شده يعنى آن را محكم كرد پس استوار شد و از نازكى به ستبرى گراييد .
هامش
( 1 ) - عن الحسن ، بلغ من تشدّدهم على الكفّار انّهم كانوا يتحرّزون من ثيابهم ان يلزق بثيابهم و من ابدانهم ان تمسّ ابدانهم و بلغ من تراحمهم فيما بينهم ان كان لا يرى مؤمن مؤمنا الّا صافحه و عانقه .