در برابر كفّار سرسخت و شديد ، و در ميان خود مهربانند ، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مىبينى ، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مىطلبند ، نشانهء آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است ، اين توصيف آنها در تورات است ، و توصيف آنها در انجيل همانند زراعتى است كه جوانههاى خود را خارج ساخته ، سپس به تقويت آن پرداخته ، تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است ، و آن اندازه رشد و نموّ كرده كه زارعان را به شگفتى وا مىدارد ! اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد ، خداوند كسانى از آنها را كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعدهء آمرزش و اجر عظيمى داده است . ( 29 )
تفسير :
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ
؛ « اذ » متعلق به فعل ما قبل [
لَعَذَّبْنَا
، يا
صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
] است يعنى حتما كافران را عذاب مىكنيم زيرا در دلهايشان نوعى تعصّب و سرسختى وجود دارد .
حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ
؛ منظور همان سخن مشركان است كه گفتند : محمّد و يارانش پدران و برادران ما را كشتهاند و بر ما در خانههايمان وارد مىشوند و اين سخنان را به عربها مىگفتند گفته شده : منظور از حميّت ننگ داشتن آنها از اقرار كردن به رسالت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و آغاز شدن صلحنامه بابسم اللَّه الرّحمن الرّحيم بود ، آن گاه كه گفتند ما اين اسم را نمىشناسيم ولى بنويسيد بسمك اللّهمّ هذا ما صالح عليه محمّد بن عبد اللَّه ، پس خداى سبحان آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان نازل فرمود در نتيجه آنها حلم و وقار نشان دادند و بر وارد شدن تحت ارادهء كافران صبر كردند و آنان را به كلمهء تقوا كه لا آله الا اللَّه است ملزم فرمود و بعضى گفتهاند منظور از كلمهء تقوابسم اللَّه الرّحمن الرّحيم و محمّد رسول اللَّه ، است كه خدا آن را براى پيامبرش و مؤمنان برگزيده است و اضافه شدن كلمه به تقوا به اين معنى است كه كلمهء عامل و اساس تقواست .