گرفت ، پس بپاخاستيم و آنها را به اسارت گرفتيم كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آنها را آزاد كرد « 1 » .
بِما تَعْمَلُونَ
؛ با ( تاء ) و با ( ياء ) قرائت شده است .
وَ الْهَدْيَ
؛ بر ضمير منصوب در « و صدّوكم » عطف شده است يعنى مانع شدند كه قربانى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كه هفتاد شتر بود به جايى برسند كه نحر آنها حلال و واجب مىشود و در قسمتى از حديبيه كه جزء حرم و مكّه است شتران را قربانى كردند و نگذاشتند كه به مكّه برسند .
روايت شده است كه محلّ جنگ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در بيرون حرم بود و محلّ نمازش در حرم .
وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ
؛ اگر مردان و زنان مؤمن مستضعف در مكّه ميان كافران نمىبودند آنها را به سبب اختلاط با ديگران عينا نمىشناختيد بنا بر اين « لم تعلموهم » صفت براى رجال و نساء است .
أَنْ تَطَؤُهُمْ
؛ ممكن است بدل اشتمال براى رجال و نساء باشد يا بدل اشتمال از ضمير منصوب در « تعلموهم » .
فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ
؛ « معرّه » مفعله و مصدر ميمى از « عرّه يعرّه » است يعنى كارهاى ناخوشايند بر او وارد آيد و بر او سخت گرفته شود .
بِغَيْرِ عِلْمٍ
؛ متعلق به ان تطأوهم ، است يعنى ندانسته آنها را پايمال كنيد و وطأ به معناى نابود ساختن است شاعر مىگويد :
و وطئتنا وطأ على حنق * وطاء المقيّد نابت الهرم ، « 2 »
هامش
( 1 ) -
عن عبد اللَّه بن المغفل ، كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله جالسا فى ظلّ شجرة و بين يديه علىّ بن ابى طالب عليه السّلام يكتب كتاب الصّلح فخرج ثلاثون شابّا عليهم السّلاح فدعا عليهم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فأخذ اللَّه ابصارهم فقمنا فأخذناهم ، نخلّى صلّى اللَّه عليه و آله سبيلهم .
( 2 ) - نزد ما آمدى در حالى كه با تمام نيرو و قدرتت ما را پايمال كردى مانند شتر بستهاى كه گياه نورسته ( هرم ) را پايمال مىكند .