آن وسيله اعلام دارد كه عبادت واقعى آن است كه شخص قصدش فقط رضاى خدا باشد ، سپس فرموده :
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
؛ خداوند در اين آيه بر سبيل استيناف كه جنس تعليل است علت امر كردن پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به روى آوردن به عبادت را بيان فرموده است ، و اين تعليل علاوه بر بلندى مطلع و كامل بودن مقطع و مشحون بودن به نكتههاى مهم و آكنده بودن از نيكوييهاى فراوان ، از نوع ناب و خالص است كه دلالت مىكند كه اين سخن ، از پروردگار جهانيان است كه سخن ديگر سخنگويان را تحت الشعاع قرار مىدهد پس منزّه است خداوندى كه اگر جز همين يك سورهء كوتاه و مختصر را نازل نمىفرمود از هر معجزهاى كفايت مىكرد و اگر جنّ و انس بكوشند كه نظير آن را بياورند پيش از اين كه موفّق شوند زاغ سياه سفيد خواهد شد و سراب مانند آب ، جارى خواهد شد [ يعنى به امرى محال اقدام كردهاند ] اين سوره همچنين دلالت دارد بر اين كه از جهت ديگر يعنى خبر دادن از غيب معجزه و دليلى روشن است از اين نظر كه از آنچه بر زبان دشمنان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله جارى شده ، خبر داده و همانطور هم شده است يعنى چيزى كه از آن خبر داده با خود خبر كه اعطاى كوثر است مطابق مىباشد ، چون كلمهء رسول خدا رفعت يافت و ذرّيهاش در عالم منتشر شد و نام و عقب بدخواه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كه ابتر بود ، منقطع گرديد چنان كه بيان فرمود و توفيق از خداوند است .