روى دست چپ و روبروى گلو قرار بده از رواياتى است كه نقلش از آن حضرت صحيح نيست چون فرزندان او خلاف آن را از حضرت روايت كردهاند و آن اين است كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله در نماز هر دو دست خود را تا مقابل گلو بلند كن .
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
؛ كسى كه از قومت تو را به خشم آورد ابتر است نه تو و ابتر به كسى گويند كه بلاعقب و بى نسل باشد .
پس در نظم اين سورهء زيبا و شگفت برانگيز و ترتيب ظريف آن با همهء اختصارى كه دارد ، بينديش و ببين چگونه خداوند نكتههاى تازه را در آن گنجانده كه فعل « اعطى » را در اول سوره به مبتدا [ « نا » كه اسم انّ است ] نسبت داده است تا اختصاص را برساند [ يعنى فقط ما كوثر را به تو عطا كرديم ] و ضمير متكلّم را به صورت جمع آورده ( متكلّم مع الغير ) تا عظمت و كبريايى ذات خود را اعلام دارد و در اول جمله حرف تأكيد « انّ » را آورده كه به منزلهء قسم است و كوثر را كه موصوف آن حذف شده ذكر كرده تا به طريق اتّساع بر شمول و شياع ، بيشتر دلالت كند و پس از كوثر ( فاء ) تعقيب آورده تا اقدام به شكر فراوان نشأت گرفته از برخوردارى از بخشش بيشتر باشد .
لِرَبِّكَ
؛ كنايه است به دين و عقيدهء عاص ابن وائل و نظاير او كه با اين گفتار رنج آور متعرّض رسول خدا شدند همانهايى كه عبادت و نحر كردنشان براى غير خداست [ يعنى تو بر خلاف آنها براى پروردگارت نماز بگزار و نحر كن ] و با اين دو عبادت به دو نوع عبادت بدنى و مالى اشاره كرده كه نماز پيش از عبادت بدنى است و عبادت مالى كه نحر شتر بزرگترين آن محسوب مىشود ، حذف لام ديگرى به دو جهت است :
1 - لام اولى بر آن دلالت دارد .
2 - مراعات سجع كه از جملهء نظم بديع قرآن است ، و به روش التفات از غيبت به خطاب كاف ( خطاب ) آورده تا بلند بودن مقام پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را اظهار كند ، همچنين به