عبد اللَّه وفات يافت ، و قريش گفتند : محمد صلّى اللَّه عليه و آله صنبور « 1 » است ، بنا بر اين نزول اين سوره به خاطر زدودن اندوهى بود كه از گفتار قريش در روح و جان پيامبر تأثير گذاشته بود و نيز براى نابود ساختن سخنان ياوهء آنها بود .
4 - به قولى منظور از كوثر ، شفاعت است و در لفظ كوثر تمام احتمالات ياد شده مىرود براستى خداوند سبحان به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آن مقدار خير دنيا و آخرت عطا كرده كه نهايت ندارد اما آنچه جار اللَّه زمخشرى نقل كرده - كه كوثر اولاد مؤمنين از امتش هستند تا روز قيامت چون آنها اولاد پيامبرند - مقبول نيست زيرا خداوند تا ضرورتى نباشد از حقيقت به مجاز عدول نمىكند در حالى كه پيامبر به حسن و حسين عليهما السّلام فرمود : اين دو پسرم امامند قيام كنند يا بنشينند و به حسن فرمود : اين پسرم سيّد و سرور است و در قرآن آمده است :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ
؛ « محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نبود » . ( احزاب / 40 ) .
پس چگونه كوثر بر اولاد امّت پيامبر آنهايى كه خدا منع كرده كه پيامبر پدرى يكى از آنها باشد حمل مىشود ، و بر اولاد دو پسرش ( حسن و حسين ) از دخترش ( فاطمه عليها السّلام ) كه خشكى و دريا و دشت و كوهستان را بر اثر كثرتشان پر كردهاند ، حمل نمىشود .
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
؛ در تفسير اين آيه چند وجه است :
1 - نماز فجر را به جماعت بخوان و شتران چاق را در منى نحر كن .
2 - به قولى نماز واجب را بخوان و در موقع نحر رو به قبله بايست كه از قول عرب گرفته شده كه گويند : منازلنا تتناحر اى تتقابل ، منزلهاى ما روبروى هم هستند .
3 - روايتى كه از على عليه السّلام در معناى « و انحر » نقل كردهاند كه : دست راستت را بر
هامش
( 1 ) - صنبور : به مردى ضعيف و ذليل و تنها و بى ياور و بدون اهل و عقب گويند ، كشّاف ، ج 4 ، ص 808 - م .