پروردگار محمّد او را ترك كرده است پس اين سوره نازل شد « 1 » . ضمير از فعل « قلى » حذف شده چنان كه از « ذاكرات » [ در آيهء :
وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ
] و مانند آن حذف شده است .
فاوى ، فهدى ، فأغنى ، در حذف ضمير مانند « قلى » است و آن اختصار لفظى است ، زيرا ضمير محذوف معلوم است .
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
؛ وجه اتّصال اين آيه به آيات قبل اين است كه چون در ضمن نفى توديع و ترك ، اين مطلب وجود داشت كه [ اى محمّد ] خدا از راه وحى با تو پيوند برقرار مىكند و تو حبيب اويى ، خداوند سبحان به حضرت خبر مىدهد كه حال وى در آخرت بالاتر و باشكوهتر است ، يعنى بر همهء پيامبران و رسولان مقدّم و از همه برتر و بزرگتر است و مرتبهء آن حضرت را بالا برده و مقام شفاعت و حوض و انواع كرامتها را به او عطا مىكند .
از ابن حنفيّه نقل شده كه گفت : اى اهل عراق گمان مىكنيد اميدوار كنندهترين آيه در قرآن آيهء :
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا
؛ « بگو : اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد » . ( زمر 53 ) . است ، ولى ما اهل بيت مىگوييم اميدوار كنندهترين آيه در قرآن آيهء :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
است . و به خدا سوگند ، منظور در اين آيه ، شفاعت است كه خداوند آن را به گويندگان لا إله الا اللَّه مىبخشد تا بگويد پروردگارا راضى شدم .
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
؛ لام در « و لسوف » لام ابتداست و مضمون جمله را تأكيد مىكند ، مبتدا حذف شده و تقدير اين است :
و لأنت سوف يعطيك ، و لام قسم نيست چون لازم قسم بر مضارع داخل نمىشود مگر با نون تأكيد . آن گاه خداوند سبحان نعمتهاى خود را كه به پيامبر داده
هامش
( 1 ) - و
روى انّ الوحى قد احتبس عنه ايّاما فقال المشركون انّ محمّدا ودّعة ربّه و قلاه فنزلت .