چهار پايان چنين حالتى نيست [ چنين نيست كه آنها را بخوابانند و بار بر پشتشان بگذارند . ] شتر تحمّل تشنگى دارد تا آنجا كه اگر از آب ممنوع شود تا ده روز و بيشتر مقاومت مىكند زيرا خدا آنها را كشتيهاى خشكى قرار داده است .
وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ
؛ آيا به آسمان نمىنگريد كه چگونه بدون ستون بر روى زمين برافراشته شده كه فاصلهاش با زمين بسيار است .
وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ
؛ آيا نمىانديشيد در كوهها كه چگونه استوار شده و از جا كنده نمىشود .
وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
؛ آيا به زمين نمىنگريد كه چگونه هموار شده و همچون گاهواره است [ حركت ملايمى دارد ] كه آدمى بر روى آن حركت مىكند .
روايت شده كه على عليه السّلام چهار فعل « خلقت ، رفعت ، نصبت ، سطحت » را به صورت مجهول و با « تاء » ضمير قرائت كرده و مفعول در تمام اين فعلها محذوف و در تقدير است يعنى أ فلا ينظرون الى هذه المخلوقات الدالة . . . آيا در اين آفريدهها كه بر وجود صانعى توانا و دانا دلالت دارد نمىانديشيد تا توانايى او بر زنده كردن و برگرداندن مردگان را منكر نشويد و به پيامبر خدا ايمان بياوريد و مهيّاى ديدار او شويد .
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ
؛ يعنى آنان نمىانديشند پس به آنها تذكّر بده و اهميت نده كه نمىانديشند و متذكّر نمىشوند چرا كه تو فقط تذكّر دهندهاى مانند آيهء :
إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ
؛ « وظيفهء تو تنها ابلاغ رسالت است » . ( شورى / 48 ) .
لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ
؛ تو بر آنها مسلّط نيستى مانند آيهء :
وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ
؛ « تو مأمور به اجبار آنها نيستى » . ( ق / 45 ) .
إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ
؛ استثناى منقطع است يعنى بر آنان مسلّط نيستى ولى هر يك از آنها كه پشت كند ولايت و تسلّط از آن خداست پس خداوند او را به عذابى بزرگتر كه عذاب جهنّم است كيفر مىدهد ، بعضى گفتهاند : اين جمله استثناى از آيهء :
فَذَكِّرْ