فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ
؛ در بهشتى كه قصرها و درجاتش بلند است ، يا پر ارج و والاست .
لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً
؛ بهشتيان يا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در بهشت سخن لغوى نمىشنوند ، يا شخصى كه سخن لغو بگويد وجود ندارد چون بهشتيان فقط سخن حكيمانه مىگويند و خدا را مىستايند .
لا تَسْمَعُ
؛ با ( تاء ) و ( و ياء ) و به صورت مجهول قرائت شده است .
فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ
؛ در بهشت چشمههاى بسيار فراوانى است مانند آيهء :
عَلِمَتْ نَفْسٌ
؛ « آرى در آن موقع هر كس مىداند چه چيزى را آماده كرده است ! » ( تكوير / 14 ) .
فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ
؛ در بهشت تختهاى برافراشته ، يا مرتفع است تا مؤمن با نشستن بر روى آن تمام آنچه را پروردگارش به او بخشيده ببيند .
وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ
؛ جامهايى بىدسته و لوله در كنار چشمههاى روان نهاده شده كه هر گاه مؤمن بخواهد از آن بنوشد آن را حاضر و پر مىيابد و نياز ندارد كه آنها را فرا بخواند .
وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ
؛ پشتيهايى كه در كنار يكديگر چيده شده ، مسندها و فرشهايى كه هر جا مؤمن ارادهء نشستن كند بر روى بالش پوستى مىنشيند و به پشتى ديگرى تكيه مىدهد .
وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ
؛ فرشهاى پهن و گسترده و گرانبها ، بعضى گفتهاند : فرشهايى است كه پرزهاى ظريف دارد ، « زرابى » جمع « زريبه » است و مبثوثه به معناى گسترده شده يا پراكنده شدهء در مجالس است .
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ
؛ آيا به شتر از روى عبرت نمىنگرند .
كَيْفَ خُلِقَتْ
؛ چگونه عجيب و شگفت آفريده شده و هر كسى مىتواند با گرفتن مهار و افسارش او را مطيع خود سازد و او را مىخواباند تا بارهاى خود را بر پشتش بنهد آن گاه او را حركت مىدهد و به شهرهاى دور مىبرد در حالى كه در ديگر