فرّاء گويد : من و على ، در همين مورد بجاى هم مىنشينند [ مترادفند ] زيرا پيمانه بر آن شخص ثابت است . پس هر گاه بگويد : اكتلت عليك ، گويى گفته است : أخذت ما عليك ، آنچه بر ذمّهات بود گرفتم ، و هر گاه بگويد : اكتلت منك ، گويى گفته است :
استوفيت منك حق و حقوق خود را بطور كامل از تو گرفتم .
وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ
؛ ضمير در « كالوهم و در « وزنوهم » منصوب است و به « ناس » بر مىگردد و در آن دو وجه است :
1 - مقصود كالوا لهم ، او وزنوا لهم ، باشد و حرف جرّ [ لام ] حذف و ضمير به فعل متّصل شده است چنان كه شاعر گفته است :
و لقد جنيتك اكمؤا و عساقلا * و لقد نهيتك عن بنات الأوبر « 1 »
يا و الحريص يصيدك لا الجواد ؛ به معناى : جنيت لك و يصيد لك ، شخص حريص تو را شكار مىكند نه بخشنده .
2 - مضاف ( مكيل و موزون ) حذف شده و مضاف اليه بجاى آن نشسته است و نمىتواند ضمير مرفوع براى مطفّفين باشد زيرا معنى چنين مىشود : هر گاه از مردم چيزى مىستانند پيمانه را كامل مىكنند و هر گاه خودشان به خصوص عهدهدار پيمانه و وزن هستند پيمانه را كم مىدهند و اين سخن متنافر است چون سخن از
هامش
( 1 ) - كما و عساقل [ نوعى گياه كه در فصل بهار مىرويد و هر دو از يك جنس است ولى عساقل نوع بهتر آن است ] را بر تو مباح كردم و تو را از بنات او بر [ نوع پست كما ] نهى كردم . اين شعر تمثيلى است براى كسى كه به جنس خوب تشويق و توصيه مىشود و او جنس پست و بد را مىگيرد و از فرجام كار خود پشيمان مىشود . تفسير كشّاف ، ج 4 ، ص 719 ، [ مترجم مىگويد : سه گياهى كه در شعر ذكر شده از يك نوعند با تفاوت در مرغوبيّت و در فصل بهار در بعضى از مناطق ايران مىرويد . در مسير راه شاهرود و مشهد از ميامى تا ميان دشت سبزوار در دو طرف جاده تا نقاط دور دست آن مىرويد و بعضى از انواعش بسيار بد بو است . اتومبيلها در هنگام فراوانى جمع مىكنند و مىفروشند . در جهاد خراسان روى اين گياه تحقيق شده و گفتهاند غذائيت ندارد اما در شاهرود و سبزوار بسيار مىخورند و بسيار خاصيت دارد و على رغم اين كه بد بو است در سوپ بسيار خوشمزه است . ] . - م .