تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
خود بدور افكنده شود چنان كه خداوند ستارگان را به كدر شدن كه انقباض است توصيف فرموده است .
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
؛ از مجاهد نقل شده كه « انكدرت » به معناى سقوط و پراكنده شدن است .
وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ
؛ آن گاه كه كوه‌ها از روى زمين كنده و دور شود . يا در فضا به حركت آيد مانند حركت ابرها نظير گفتار خداوند :
وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ
؛ « در حالى كه [ كوه‌ها ] مانند ابر در حركتند » . ( نمل / 88 )
وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ
؛ « عشار » جمع عشرا مانند نفاس كه جمع نفسا ، است ، و مقصود شترى است كه ده ماه به بالا از باردارى آن گذشته باشد ، اين شتران گرانقدرترين مال در نزد صاحبانشان هستند .
عُطِّلَتْ
؛ ماده شترى است كه مهمل و رها گذاشته شده چون صاحبانشان به خود سرگرمند .
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
؛ آن گاه كه حيوانا وحشى جمع شوند تا از بعضى كه به بعضى ديگر [ شاخ زده يا آسيبى رسانده ] قصاص گرفته شود و به عوض دردهايى كه در دنيا به آنها رسيده و استحقاق [ قصاص ] آن را دارند برسند . از ابن عباس روايت است كه : منظور از حشر حيوانات ، مردن آنهاست .
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ
؛ سجّرت ؛ هم به تشديد « جيم » و هم بدون تشديد قرائت شده است . و از سجّر التّنور اذا ملأها بالحطب ، گرفته شده ، تنور پر از هيزم شد . و بعضى از هيزمها به وسيله بعضى برافروخته شد ، يعنى بعضى از درياها در بعضى ديگر جارى شود ، تا به صورت يك دريا درآيد ، بعضى گفته‌اند ؛ درياها برافروخته و به صورت آتشى شعله‌ور در آيد .
وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ
؛ آن گاه كه هر انسانى نزديك به شكل خود مىشود ، و به قولى آن گاه كه ارواح به اجساد نزديك شود [ زنده شوند ] و به گفتهء بعضى آن گاه كه