بوده برانگيخته مىشويم و زنده برگردانده مىشويم .
تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ
؛ كفّار مىگويند اين برگشت حتمى برگشتنى زيانبار است يا برگشتگان آن زيان مىبرند يعنى اگر اين برگشتن درست باشد ما چون آن را تكذيب كردهايم زيانكار خواهيم بود و اين سخن آنها نوعى ريشخند است .
فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ
؛ متعلق به محذوف است به اين معنى كه آن برگشتن را بر خدا دشوار ندانيد چرا كه نسبت به قدرت خدا يك صيحهء سهل و آسان بيش نيست كه همان دميدن دوم است پس ناگهان انسانهايى كه مرده و در دل زمين مدفون بودند زنده شده در روى زمين قرار مىگيرند .
فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ
؛ منظور از ساهره زمين هموارى است كه بر اثر انعكاس نور خورشيد مىدرخشد و از آن نظر ساهرهاش ناميدند كه سراب در چنين زمينى ايجاد مىشود . و برگرفته شده از گفتهء عرب است : عين ساهرة ، چشمهاى كه آب از آن جارى است .
و عين نائمه ، چشمهء راكد خفته عكس و ضدّ آن است . شاعر مىگويد :
و ساهرة يضحى السّراب مجلّلا * لأقطارها قد جبتها متلثّما « 1 »
يا از آن جهت ساهره گفتهاند كه : هر كس در چنين زمينى حركت مىكند از بيم هلاك شدن نمىخوابد .
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى
؛ به قصد سخن گفتن به سوى فرعون برو كه بىاندازه به تباهى و فساد پرداخته است .
فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى
؛ مىگويى : هل لك فى كذا و هل لك الى كذا چنان كه مىگويى : هل ترغب فيه و هل ترغب اليه ، آيا در آن يا به آن رغبت دارى ؟ مىگويند :
هامش
( 1 ) - زمينى كه به خاطر وجود سراب شبيه به چشمهء آب روان است و اطراف آن به وجود همان سراب پوشانده شده و تپهاى در آن ديده نمىشود .