ب ) كسى است كه از حوزهء اسلام به حوزهء جنگ خارج شود و از قول عرب گرفته شده : ثور ناشط ، هر گاه از شهرى به شهرى بيرون رود .
ج ) فلكى است كه از برجى به برج ديگر خارج شود .
در معناى « سابحات » چند قول است :
1 - خداوند به فرشتگانى سوگند ياد كرده كه در رفتن سريعند و به آنچه فرمان يافتهاند سبقت گرفته و كارهاى بندگان را از اين سال تا آن سال تدبير مىكنند .
2 - فرشتهاى است كه بسرعت حركت مىكند و به سوى هدف سبقت مىگيرد و كار پيروزى و غلبهء بر دشمن را تدبير مىكند .
3 - سيّارههايى هستند كه در فلك شناورند و بعضى از آن سيّارهها در حركت بر بعضى سبقت گرفته و به تدبير امورى مىپردازند كه حكم الهى بدان تعلّق گرفته است « 1 » .
[ فعل ] لتبعثنّ كه مورد قسم بوده حذف شده است
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ
؛ منصوب به « لتبعثنّ » مقدّر است ، و راجفه صيحهاى است كه در هنگام وقوع آن ، زمين و كوهها مىلرزد و آن دميدن اوّل است و به چيزى توصيف شده كه با پديد آمدن صيحه به وجود مىآيد .
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ
؛ نفخهء دوم است كه در پى نفخهء اول مىآيد و جمله حال و محلّا منصوب است ، يعنى البتّه برانگيخته مىشويد در زمان فراخى كه در آن دو نفخه روى مىدهد و آنها در قسمتى از اين زمان برانگيخته مىشوند كه زمان نفخهء دوم است .
هامش
( 1 ) - مؤلف عليه الرحمه ، فالسّابقان سبقا را چنان كه در مجمع البيان تفسير كرده و در آن چند قول بيان داشته است در اين جا مستقلا تفسير نكرده و در ضمن تفسير سابحات اشارهاى كرده است و چون تفسير نازعات ، ناشطات ، سابحات ، را از يكديگر تفكيك نكرده بود براى سهولت كار خوانندگان محترم تفكيك شده است - م .