لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً
؛ ضمير در « لا يملكون » به اهل سماوات و ارض بر مىگردد يعنى اهل آسمانها و زمين جز در مواردى كه به آنان اجازه داده شود نمىتوانند چيزى بپرسند مانند آيهء :
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
.
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ . . .
لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ
؛ هيچ كسى جز به اجازهء خداوند سخن نمىگويد .
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ
؛ در متعلق اين جمله دو قول است :
1 - متعلّق به لا يملكون است .
2 - به لا يتكلّمون متعلق است .
« روح » فرشتهاى است كه خدا بزرگتر از آن مخلوقى نيافريده است ، روح [ در قيامت ] به تنهايى در يك صف مىايستد و تمام فرشتگان در صف ديگر ، بعضى گفتهاند : روح آفريدهاى از آفريدگان خدايند كه نه فرشتهاند و نه از مردم كه در صفى مىايستند و فرشتگان در صف ديگر و آنها در روز قيامت در صف پروردگار جهانياناند .
بعضى گفتهاند : منظور از « روح » جبرئيل است و « صفاج به معناى برگزيدگان و مقصود از سخن گفتن ، شفاعت كردن است [ و بدون اجازهء خداوند كسى حق شفاعت ندارد ] .
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است : به خدا سوگند ماييم كه در روز قيامت اجازه داريم از آنها شفاعت كنيم و سخنگويانى هستيم كه پروردگارمان را تمجيد كرده و بر پيامبرمان صلّى اللَّه عليه و آله درود مىفرستيم و از شيعيانمان شفاعت مىكنيم و خداوند ما را رد نمىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) - و
عن الصادق عليه السّلام . نحن و اللَّه المأذونون لهم يوم القيامة و القائلون نمجّد ربّنا و نصلّى على نبيّنا و نشفع لشيعتنا فلا يردّنا ربّنا .