تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
كردن به آن ناگزيرند [ نمىتوانند از آن سرپيچى كنند ] . الى ظل ؛ منظور دود دوزخ است مانند :
وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ
؛ « و در سايهء دودهاى متراكم و آتش زا ! » ( واقعه / 43 ) ذى ثلث شعب ، به سبب عظمتى كه آن دود دارد سه شاخه از آن شاخه جدا مىشود . يك شاخه بالاى سرشان و يك شاخه از سمت راستشان و يك شاخه از سمت چپشان .
لا ظَلِيلٍ
؛ اين كلمه به عنوان ريشخند آنها و كنايه از آن است كه سايهء آنها متضاد با سايهء مؤمنان است .
وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ
؛
« لا يُغْنِي
محلّا مجرور است يعنى آن سايه ، حرارت زبانه‌هاى آتش دوزخ را از آنها دفع نمىكند .
إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ
؛ آن آتش شراره‌هايى را كه در بزرگى همانند كوشك است به اطراف مىپراند ، بعضى گفته‌اند : منظور از قصر درخت تنومند است و مفردش قصره مىباشد مانند جمره و جمر ، « قصر » به فتح اول و دوم به معناى گردن شتر ، قرائت شده است .
كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ
؛ گويى آن شرارهء آتش ( اگر شرر را اسم جمع بدانيم ) شترانى زرد رنگند ، جمالة جمع جمل و جمالات جمع جمال است ، شراره اول به قصرها و سپس به شتران تشبيه شده تا تشبيه را توضيح دهد چنان كه « عنتره » شتر خود را در شعرش به قصر تشبيه كرده است :
فوقّفت فيها ناقتى و كأنّها * فدن لأقضي حاجة المتلوّم « 1 »
جمالات به ضمّ ( جيم ) قرائت شده و آن طنابهاى ضخيم كشتى است ، بعضى
هامش
( 1 ) - پس شترم را در آن متوقف ساختم و گويى آن شتر قصرى است كه در آن حاجت نيازمند منتظر را بر مىآورم .