بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ
؛ اين جمله عطف بر « أ يحسب » است و مىتواند مانند خود آن جمله پرسشى باشد و مىتواند جمله ايجابى باشد .
لِيَفْجُرَ أَمامَهُ
؛ تا در زمان حال و آينده به گناه خود ادامه دهد و از آن دست بر ندارد از سعيد بن جبير روايت است : گناه مىكند و توبه را به تأخير مىاندازد و مىگويد به زودى توبه مىكنم تا مرگش مىرسد و بدترين اعمال با اوست .
يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ
؛ سؤال شخص سرسخت و متعصّب است كه روز قيامت را دور مىشمارد و مىگويد : كى روز قيامت بر پا مىشود و نظير آن است آيهء :
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ
؛ « و مىگويند اين وعدهء ( مجازات ) كى عملى مىشود » ( يونس / 48 ) .
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ
؛ پس هر گاه چشمهايش رو به آسمان باز بماند و از شدّت ترس سرگشته و حيران شود ، از برق الرّجل هر گاه به برق نگاه كند و چشمش مات شود و برق از بريق نيز قرائت شده يعنى از شدّت حيرت و بالا آمدن بدرخشد .
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ
؛ نور ماه از بين برود .
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
؛ خورشيد و ماه جمع شوند چون خداوند آنها را از مغرب بر مىآورد .
بعضى گفتهاند : جمع ميان خورشيد و ماه در رفتن نور [ به وسيله خسوف ] است .
أَيْنَ الْمَفَرُّ
؛ راه فرار كجاست ؟
كَلَّا لا وَزَرَ
؛ « كلّا » منع از طلب جاى فرار است . « لا وزر » پناهگاه و جاى گريزى نيست « وزر » كوه يا غير آن است كه به آن پناهنده مىشوند .
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ
؛ در معناى اين جمله سه وجه است :
1 - در روز قيامت استقرار و رجوع بندگان فقط به سوى پروردگار توست و نمىتوانند به غير خدا روى بياورند .