تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
و گويى خداوند با وارد كردن حرف نفى [ بر فعل قسم ] مىفرمايد : بزرگداشت من از شىء مورد قسم به اين معناست كه آن بالاتر از اين است ، بعضى گفته‌اند « لا » نفى و ردّ سخنى پيش از قسم است ، گويى آنان زنده شدن [ در قيامت ] را منكر شده‌اند پس [ در جوابشان ] گفته شده « لا » چنان نيست كه شما مىگوييد سپس گفته شده : به روز قيامت سوگند ياد مىكنم . « لا قسم » قرائت شده بنا بر اين كه لام براى ابتدا و اقسم خبر مبتداى محذوف باشد يعنى من سوگند ياد مىكنم نفس ملامتگرى را كه در روز قيامت بر تقصير كردنشان در تقوا نكوهش مىكنند ، يا نفسى كه همواره خود را نكوهش مىكند اگر چه در احسان و نيكى بكوشد . از حسن روايت است كه مؤمن را نمىبينى مگر اين كه نفس خود را نكوهش مىكند و فاجر و گنهكار پيش مىرود با اين حال نفسش را سرزنش نمىكند ، و جواب قسم ، تبعثنّ است كه مدلول آيهء
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ
، مىباشد ، يعنى خداوند استخوانها را پس از پراكنده شدن و درهم شكستگى در حالى كه آميخته به خاك است جمع مىكند .
بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ
؛ « بلى » اثبات و ايجاب براى [ جملهء ] بعد از نفى است كه گردآورى استخوانهاى مردگان باشد و گويى خداوند فرموده است : آرى خداوند استخوانها را گرد مىآورد . قادرين حال از ضمير در نجمع ، است يعنى استخوانها را گرد مىآوريم در حالى كه به بازگرداندن آنها به صورت اوّل قادريم تا اين كه سر انگشتان او را با همهء لطافت و كوچكى به حال اوّل بر مىگردانيم ، پس چگونه استخوانهاى بزرگ را نمىتوانيم برگردانيم ، بعضى گفته‌اند : يعنى ما استخوانها را گرد مىآوريم بلكه مىتوانيم انگشتان دست و پايش را يكسان و يك پارچه همانند كف پاى شتر و سم دراز گوش قرار دهيم ، پس نمىتواند كارهايى چون باز و بسته كردن و غيره را انجام دهد كه با انگشتان جداى از هم و مفصل دار انجام مىداد .