هنگامى كه ما آن را خوانديم از آن پيروى كن . ( 18 )
سپس بيان ( و توضيح ) آن نيز بر عهدهء ماست . ( 19 )
چنين نيست كه شما مىپنداريد ( و دلايل معاد را مخفى مىشمريد ) بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد ( و هوسرانى بى قيد و شرط را ) . ( 20 )
و آخرت را رها مىكنيد . ( 21 )
تفسير :
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ
؛ از ابن عبّاس روايت شده كه معنايش اقسم بيوم القيامه است و « لا » صله مىباشد ، « 1 » و داخل شدن « لاى » نافيه بر فعل قسم بسيار است امرى القيس مىگويد :
لا و ابيك ابنة العامرى * لا يدّعى القوم انّى افرّ « 2 »
ديگرى گفته است : فلا بك ما ابالى « 3 » ، و فايدهاش مؤكّد ساختن قسم است ، بهتر اين است كه « لا » را نافيه بگيريم ، يعنى خداوند به چيزى سوگند ياد نمىكند مگر اين كه بخواهد آن را بزرگ جلوه دهد مانند آيهء شريفه :
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
؛ « سوگند به جايگاه ستارگان ، و محلّ طلوع و غروب آنها و اين سوگندى است بسيار بزرگ اگر بدانيد . » ( واقعه / 75 - 76 ) .
هامش
( 1 ) - مانند « لا » در آيه :لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ؛ « تا اهل كتاب بدانند » . ( حديد / 29 ) ؛ تفسير مجمع البيان ، چاپ افست كتاب فروشى اسلاميه ، ج 10 ، ص 393 - م .
( 2 ) - شعر از امرى القيس بن حجر و به قولى از ربيعة بن حيثم يمنى است . « لا » در آغاز بيت نافيه است و در زبان عرب داخل شدن « لا » ى نافيه پيش از قسم شايع است چون غالبا به منظور ردّ و نفى ادعاى خصم مىباشد ، يعنى ، اى دختر عامرى به حق پدرت من هرگز از جنگ نمىگريزم و هيچ كس چنين ادعايى بر عليه من ندارد . كشّاف ، ج 1 ، ص 692 ، م .
( 3 ) - ألا نادت امامة باحتمال لتحزننى فلا بك ما ابالى ، شعر از غوثة بن سلمى بن ربيعه است ، يعنى هر گاه در پشت سر محبوبهام نشانههاى دل بريدن او را از من اظهار كنى تا مرا غمگين سازى به جان تو قسم كه اهميّت نداده و غمگين نمىشوم . تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 658 - م .