تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
دار و مستغلّات بود كه وليد در فاصلهء ميان مكّه و طايف داشت و غلّات مستغلّاتش قطع نمىشد و صد هزار دينار داشت .
وَ بَنِينَ شُهُوداً
؛ ده پسر داشت كه در مكّه در حضور او بودند و چون نيازى به سفر تجارى نداشتند از نزد وليد غايب نمىشدند و سه تن از آنها يعنى خالد ، هشام ، عماره مسلمان شدند .
وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً
؛ بساط رياست و جاهت او را در ميان قومش بگستردم .
ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ
؛ خداوند طمع و حرص او [ وليد ] را در اين آيه مستبعد مىشمارد « كلّا » براى منع و قطع كردن طمع اوست .
كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً
؛ خداوند علّت ردع و منع را به صورت استيناف بيان فرموده يعنى [ وليد ] مخالف با دلايل و آيات ما بود با اين كه به آنها شناخت داشت و با آن كار نعمتهاى ما را ناسپاسى كرد و ناسپاسى استحقاق نعمت افزونتر را ندارد . روايت شده كه پس از نازل شدن اين آيه هم چنان مالش كم مىشد تا به هلاكت رسيد « 1 » .
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً
؛ به زودى او را در درّه‌اى فرو مىبرم كه بالا آمدن از آن دشوار است و آن مثلى براى عذاب سخت و طاقت فرسايى است كه گرفتارش خواهد شد .
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ
؛ بيان علّت تهديد است يا بدل از آيهء :
إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً
باشد تا حقيقت عناد او را بيان كند ، يعنى او انديشيد كه راجع به قرآن چه بگويد و در نفس خود گفته‌اش راجع به قرآن را اندازه‌گيرى و مهيّا كرد .
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
؛ اين آيه ، شگفتى از تقدير و اندازه‌گيرى خداوند و رسيدن ابزار بريدن به او يا او را به روش ريشخند كردن ستوده است ، مثلا گوينده‌اى مىگويد : قتله اللَّه ما اشجعه ، خدا او را بكشد چه قدر شجاع است ، خدا او را بكشد چه خوب
هامش
( 1 ) - و روى انه ما زال بعد نزول هذه الآية فى نقصان من ماله حتّى هلك .