مطلب ( و نقشه شيطانى خود را ) آماده كرد ( 20 )
سپس نگاهى افكند ( 21 )
بعد چهره در هم كشيد و عجولانه دست به كار شد ( 22 )
سپس پشت به ( حق ) كرد و تكبر ورزيد ( 23 )
و سرانجام گفت اين ( قرآن ) چيزى جز يك سحر جالب همچون سحرهاى پيشينيان نيست ! ( 24 )
اين جز سخن انسان نمىباشد ! ( 25 )
به زودى او را وارد دوزخ مىكنيم ( 26 )
و تو نمىدانى دوزخ چيست ؟ ( 27 )
( آتشى است كه ) نه چيزى را باقى مىگذارد و نه چيزى را رها مىسازد ! ( 28 )
پوست را به كلى دگرگون مىكند ( 29 )
نوزده نفر ( از فرشتگان عذاب ) بر آن گمارده شدهاند ( 30 )
تفسير :
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
؛ اى در لباس فرو رفته « مدثر » به معناى « متدثر » شخص فرو رفته در لباس است كه لباس زبرين مىپوشد و دثار بر بالاى شعار قرار دارد و شعار لباس زيرين را گويند كه به بدن چسبيده است ، از همين ريشه است حديث : انصار شعارند و مردم دثار .
قُمْ فَأَنْذِرْ
؛ از خوابت برخيز و قومت را انذار كن ، يا با عزمى استوار بپاخيز و قومت را در صورتى كه به خدا ايمان نياوردند از عذاب خدا بر حذر بدار ، بهتر اين است كه « انذار كن » معنى شود بدون اين كه فعل انذار به چيزى اختصاص يابد .
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ
؛ پروردگارت را به بزرگداشتن اختصاص بده يعنى به بزرگى وصف كن يا بگو : اللَّه اكبر ، اين آيه بر تكبير گفتن در نماز نيز حمل شده است . داخل شدن ( فاء ) بر « فكبّر » براى فهماندن معناى شرط است گويى خداوند فرموده است هر چه پيش آيد تكبير خدا را رها مكن .
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
؛ لباست را از نجاست بشوى ، زيرا پاك بودن لباس از شرايط صحّت و درستى نماز است .
از قتاده روايت شده : منظور از « ثياب » نفس است يعنى نفست را از اعمال كثيف