به خاطر آن است كه آنها به كسانى كه نزول وحى الهى را نمىپسنديدند گفتند : ما در بعضى از امور از شما پيروى مىكنيم ، در حالى كه خداوند اسرار آنها را مىداند . ( 26 )
حال آنها چگونه خواهد بود هنگامى كه فرشتگان ( مرگ ) بر صورت و پشت آنها مىزنند ( و قبض روحشان مىكنند ) . ( 27 )
اين بدان خاطر است كه آنها از آنچه خداوند را به خشم مىآورد پيروى كردند و آنچه را موجب خشنودى اوست كراهت داشتند ، از اين رو اعمالشان را حبط و نابود كرد . ( 28 )
آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است گمان كردند خدا كينههايشان را ظاهر نمىكند ؟ ! ( 29 )
و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مىدهيم تا آنها را با قيافههايشان بشناسى ، هر چند مىتوانى از طرز سخنانشان آنها را بشناسى ، و خداوند اعمال شما را مىداند . ( 30 )
ما همهء شما را قطعا آزمايش مىكنيم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از ميان شما كيانند ؟ و اخبار شما را بيازماييم . ( 31 )
تفسير :
طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ
؛ اين جمله ، مستأنفه است يعنى اطاعت كردن و سخن شايسته و سنجيده گفتن براى آنها بهتر است و گويند اين جمله نقل قول آنهاست يعنى گفتند : ما مأمور شدهايم كه اطاعت كنيم و سخن شايسته بگوييم كه خردها آن را بپسندند .
فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ
؛ هنگامى كه مطلب [ وجوب جهاد ] جدى شد ، عزم و كوشش از آن صاحبان امر است ، و اسناد عزم به امر ، مجازى است .
فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ
؛ اگر در پندار خود كه حريص بودن بر جهاد است يا در ايمانشان ، با خدا خالص و صادق مىبودند و دلهاى آنان با زبانهايشان مطابق بود برايشان بهتر از نفاقشان بود .
فَهَلْ عَسَيْتُمْ
؛ آيا اى گروه منافقان جز اين از شما انتظار مىرفت كه اگر بر كارهاى مردم مسلّط مىشديد و بر آنان فرمانروايى مىكرديد و حاكم مىشديد در زمين با