آنها افزودند ، چرا كه آدميان به جنّيان پناه مىبردند ، يا مقصود اين است كه آدميان بر طغيان و تكبر جنّيان افزودند چون به آنها پناه مىبردند [ و مىگفتند : اعوذ بسيّد هذا الوادى الخ و چون اين سخن آدميان را مىشنيدند تكبر مىورزيدند ] .
( جنّيان ) مىگفتند : بر جن و انس سرورى يافتيم . « رهق » همخوابگى با محرمهاست .
وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ
؛ آدميان پنداشتند چنان كه شما پنداشتيد و اين سخن جنّيان است كه برخى از آنها به برخى مىگويند . بعضى گفتهاند : اين دو آيه از جملهء آيات وحى است و ضمير در
« وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا »
به جنّ بر مىگردد و خطاب در « كما ظننتم » به كفّار قريش است .
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ
؛ « لمس » به معناى مسّ و دست كشيدن و استعاره از طلب است زيرا مس كننده در طلب چيزى است و جستجو مىكند تا به آن برسد . شاعر مىگويد :
مسسنا من الآباء شيئا و كلّنا * الى نسب فى قومه غير واضح « 1 »
لمسه ، التمسه ، تلمّسه مانند طلبه ، اطّلبه ، تطلبه است ، يعنى خواستيم به آسمان برسيم و سخن فرشتگان را بشنويم .
فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً
؛ آسمان را پر از محافظان سخت و خشن يافتيم « حرس » اسم مفرد است مانند « خدم » به معناى حرّاس و خدّام [ به صيغه مبالغه ] از اين رو به صفت شديد متّصف شده است و نظير آن است :
أخشى رجيلا او ركيبا غاديا زيرا رجل و ركب دو مفردند به معناى « رجال » و « ركاب » هستند .
هامش
( 1 ) - شعر از يزيد بن حاكم كلابى است : ( مسسنا به معناى « نلنا » و مجاز مرسل است ، تمام ما در قوم خود از سوى پدران به تبارى رسيديم كه هيچ كدامشان پست نيستند و ما در تفاخر به پدران برابريم ، تفسير كشّاف ، ج 4 ، ص 624 - م .