وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ
؛ [ پس از شنيدن قرائت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ] گفتند چرا اين پديده يعنى رجم فراوان و ممنوعيّت كلّى از استراق سمع ، به وجود آمده است مىگوييم : اين پديده بوجود نيامده مگر آن كه خبر براى اهل زمين چيزى خواسته است و از دو صورت بيرون نيست يا شرّ است يا هدايت يعنى يا عذاب است يا رحمت .
وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ
؛ بعضى از مانيك و پرهيزكارند و بعضى از ما در درجهء پايينترى از درجهء صالحان هستيم ، پس موصول در جمله حذف شده است .
و آنان كسانىاند كه در خير و صلاح متوسّطند يا مقصودشان افراد بدكار است .
كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً
؛ يعنى ما داراى مذهبهاى گوناگون بوديم و اين توضيح همان تقسيمى است كه در آيه مطرح شده است . يا ما در راههاى گوناگون بوديم مانند :
كما عسل الطريق الثّعلب
، « 1 » يا در اصل ، كانت طرائقنا طرائق قددا بوده و مضاف ( طرائق ) حذف شده و ضمير مضاف اليه بجاى آن نشسته است « قدّه » از « قدّ » است همانطور كه « قطعه » از « قطع » است .
فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً
؛ « فى الارض » و « هربا » هر دو حالاند ، يعنى در هر جاى زمين باشيم خدا را عاجز نمىكنيم و اگر از زمين به آسمان هم بگريزيم موجب ناتوانى خدا نمىشود ، بعضى گفتهاند : يعنى اگر خدا دربارهء ما ارادهاى نكند در زمين او را نمىتوانيم عاجز كنيم ، و اگر در زمين در طلب ما باشد نمىتوانيم موجب عجز او شويم ، ظنّ به معناى يقين است ، اين بود توصيف جنّيان و حالات و عقايد آنها
هامش
( 1 ) - لدن بهزّ الكفّ يعسل متنه فيه كما عسل الطريق الثعلب ، شعر از ساعدة بن جؤيه است ، وى نيزهاى را وصف مىكند كه نرم است و كمرش بر اثر حركت در دست لرزان است همانطور كه در راه مضطرب است عسل الطريق در اصل ، عسل فى الطريق بوده و حرف جرّ به قرينهء لفظى حذف شده است ، كشاف ، ج 2 ، ص 92 - م .