تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
مجرور « آمنّا به » عطف كرده است گويى چنين گفته شده : صدّقنا به و صدّقنا انّه تعالى جدّ ربّنا و انّه كان يقول سفيهنا و همچنين باقى موارد .
نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ
؛ گروهى از جنّيان بين سه تا ده نفر ، بعضى گفته‌اند : اين جنّيان از بنى شيصوان بوده و از نظر عدد بيشترين جنّيان بوده‌اند و تمام لشكريان ابليس همانهايند . بعضى گفته‌اند : هفت نفر از جنّيان نصيبين بودند كه به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ايمان آوردند و حضرت آنها را پيش ديگر جنّيان گسيل داشت پس گفتند : انّا سمعنا ، يعنى هنگامى كه به سوى قوم خود بازگشتند به آنان گفتند : ما شنيديم مانند آيهء :
فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً
؛ « و هنگامى كه پايان گرفت به سوى قوم خود بازگشتند و آنها را انذار كردند . گفتند : اى قوم ! ما كتابى را استماع كرديم [ كه بعد از موسى نازل شده ] » . ( احقاف / 29 - 30 ) .
قُرْآناً عَجَباً
؛ قرآنى نوآفرين بر خلاف سخن آفريدگان كه در آن دليلهاى اعجاز اقامه شده است ، عجب ، مصدرى است كه بجاى عجيب آمده و آن چيزى است كه از حدّ نظاير و همانندهاى خود خارج باشد .
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ
؛ اين قرآن [ انسانها را ] به حق يا به توحيد و ايمان دعوت مىكند .
فَآمَنَّا بِهِ
؛ ضمير « به » به قرآن بر مىگردد و چون ايمان آوردن به قرآن ايمان به يگانگى خداست گفتند :
وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً
؛ يعنى به حالت شرك سابق خود بر نمىگرديم . ممكن است ضمير « به » به خدا برگردد چون « بربّنا » آن را تفسير مىكند .
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا
؛ يعنى پروردگار ما بزرگتر از آن است كه فرزند و رفيق برگزيند « جدّ » از جدّ فلان فى عينى ، فلانى در چشمم بزرگ آمد ، گرفته شده است . بعضى گفته‌اند : يعنى پروردگار ما بى نياز است و قدرت و سلطنت دارد ، در اين صورت « جدّ » به معناى استعارىاش دولت و اقبال است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 448 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى