مىگرفتيم ، ( 45 )
سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم ، ( 46 )
واحدى از شما نمىتوانست مانع شود و از او حمايت كند . ( 47 )
اين مسلّما تذكّرى است براى پرهيزگاران . ( 48 )
و ما مىدانيم كه بعضى از شما آن را تكذيب مىكنيد . ( 49 )
و اين مايهء حسرت كافران است . ( 50 )
و آن يقين خالص است . ( 51 )
حال كه چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح بگو . ( 52 )
تفسير :
فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ وَ ما لا تُبْصِرُونَ
؛ خداوند سبحان به تمام اشياء عموما سوگند ياد كرده چرا كه اشياء بر دو قسماند :
1 - ديدنيها 2 - ناديدنيها براى اين دو سوگند تفسيرهايى به شرح زير شده است :
1 - به آفريدگار و آفريدگان 2 - به انس [ كه ديده شدنى است ] و به جنّ [ كه ديده شدنى نيست ] 3 - به اجسام و روحها ، 4 - به دنيا و آخرت ، 5 - به نعمتهاى ظاهرى و باطنى .
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ
؛ اين قرآن محقّقا گفتار پيامبرى بزرگوار است كه به عنوان رسالت از پيشگاه خدا سخن مىگويد . بعضى گفتهاند : منظور جبرئيل است .
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ
؛ اين آيه دلالت دارد كه منظور از رسول در آيه قبل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله است [ نه جبرئيل ] چون مقصود ( آيه ) اين است كه اثبات كند محمّد صلّى اللَّه عليه و آله رسول است و شاعر و كاهن نيست و گفتار به آن حضرت نسبت داده شده زيرا آنچه از پيامبر شنيده مىشود سخن اوست و چون نقل سخن خداست گفته شده كه كلام خداوند است .
« كريم » كسى است كه تمام خصلتهاى خوب را داراست .