تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ
؛ كمى در اينجا در حكم نبودن است يعنى ايمان نمىآوريد و يادآور هم نمىشويد يعنى چه چيز شما را به كفر و غفلت وا داشته است ؟
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
؛ يعنى قرآن از نزد خدا بر رسولش نازل شده است .
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ
؛ منظور از « تقوّل » جعل گفتار است و در آن معناى تكلّف هست و گفتارهاى ساختگى را از باب تحقير آنها « اقاويل » ناميده‌اند چنان كه اعاجيب و اضاحيك گفته مىشود و گويى جمع « افعوله » از ريشهء قول است . يعنى اگر بر عليه ما گفتارى ادّعا شود كه نگفته‌ايم گوينده را دست و پا بسته خواهيم كشت چنان كه شاهان نسبت به كسى كه به آنها دروغ مىبندد چنين مىكنند پس قتل صبر به همان صورت خودش [ در آيه ] مجسّم شده است تا ترسناكتر باشد و آن بدين صورت است كه دستهاى مقتول گرفته شود و گردنش را بزنند و به اين دليل « يمين » مخصوص به ذكر شده كه كشنده هر گاه بخواهد ضربه را بر پشت مقتول وارد كند دست چپش را مىگيرد و هر گاه بخواهد ضربه را بر گردن او وارد سازد و با شمشير آن را قطع كند دست راستش را مىگيرد و اين بر مقتول دشوارتر است چون شمشير را مىبيند ، يعنى دست راست او [ جاعل دروغ ] را مىگيريم آن گاه شاهرگ گردنش را قطع مىكنيم . « وتين » سرخرگ قلب و همان رشتهء وريد و شاهرگ است كه هر گاه بريده شود صاحب آن مىميرد .
فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
؛ ضمير « منكم » خطاب به مردم است و ضمير « عنه » به رسول خدا يا به « قتل » بر مىگردد ، يعنى نمىتوانيد قاتل را از قتل مانع شويد يا نمىتوانيد مانع از قتل شويد . « حاجزين » صفت « احد » است چون به معناى جمع است و اسمى است كه بجاى نفى عموم قرار مىگيرد و مفرد و جمع و مذكّر و مؤنث در آن يكسان است و به همين معناست آيهء
لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ
؛ « ما در ميان پيامبران او فرق نمىگذاريم و به همگى ايمان داريم » ( بقره / 285 ) و آيهء :
لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ
؛ « شما همچون يكى از زنان معمولى نستيد » . ( احزاب / 32 )