زيرا در اين شعر شادمانى و نيكى بزرگواران و ميراث بردن حسب انكار شده با اين كه سخن شاعر از حرف انكار خالى است زيرا داخل در حكم كسى است كه به او بگويند ، آيا از مرگ برادرت و به ارث بردن شترش شاد مىشود و گويى گفته است ، آيا شخصى مانند من از اين عمل شاد مىشود ؟ و اين تسليمى است كه تمام انكارها را در بردارد .
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ . . .
؛
« مَثَلُ الْجَنَّةِ »
توصيف بهشتى است كه كارش شگفتآور است .
مَثَلُ الْجَنَّةِ
؛ در اعراب آن دو قول است :
1 - مبتدا و خبرش
« كَمَنْ هُوَ خالِدٌ »
است و فيها انهار ، داخل در حكم صله است و گويى صله تكرار شده است .
2 - منصوب باشد بنا بر حال بودن ، يعنى در بهشت نهرهايى مستقر است و در قرائت على عليه السّلام « أمثال الجنّة » است يعنى صفات بهشت مانند صفات دوزخ نيست .
مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ
؛ « أسن » قرائت شده و گويند : أسن الماء و أجن ؛ هر گاه بو و مزهاش تغيير كند پس آن « آسن و أسن » است .
مِنْ لَبَنٍ . . .
؛ نهرهايى از شير كه مزهء آن تغيير نكرده است چنان كه شيرهاى دنيا تغيير مىكند بنا بر اين نه دردآور است و نه پرهيز از آن لازم .
لَذَّةٍ
؛ مؤنث « لذّ » و به معناى لذيذ و گوارا است و مصدرى است كه صفت واقع شده يعنى از شرابهاى بهشتى لذّت مىبرند و از عاقبت آن اذيّت نمىشوند در صورتى كه شراب دنيا بدون خمار و تلخكامى و دردسر نيست .
مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
؛ يعنى عسلى كه از موم و خاشاك و اذيّت ، خالص است و
هامش
[ جزء ] مىگويد : آيا شادى كنم از اين كه بعد از مرگ آن بزرگواران چند شتر كم شير كوچك بگيرم ؟ ، كشّاف ، ج 3 ؛ ص 364 ، ذيل آيه 5 ، سورهء فرقان ، - م .