تفسير :
ن وَ الْقَلَمِ
؛ « نون » به اظهار و ادغام ، قرائت شده و آن يكى از حروف الفباست و گفته شده « نون » همان ماهيى است كه زمينها بر روى آن قرار دارد و بعضى گفتهاند دوات است و بعضى گويند نهرى است در بهشت خداى متعال به آن نهر فرمود مركّب شو پس منجمد شد .
اين نهر سفيدتر از شير و شيرينتر از عسل بود آن گاه به قلم فرمود بنويس پس آنچه بود و آنچه تا قيامت موجود مىشود نوشت ، اين مطلب از امام باقر عليه السّلام روايت شده است : خداوند به آن قلمى كه مىنويسد سوگند ياد كرده چون در آن سودهاى بسيارى است .
وَ ما يَسْطُرُونَ
؛ آنچه فرشتگان ضبط كننده مىنويسند « ما » موصول يا مصدريّه است و ممكن است مقصود از « قلم » خداوندان قلم باشد در اين صورت ضمير در « يسطرون » به صاحبان قلم بر مىگردد گويى خداوند فرموده است : سوگند به خداوندان قلم و نوشتههايشان يا مقصود قلم و نوشتن صاحبان قلم است .
ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ
؛ « بنعمة ربّك » در محلّ نصب بنا بر حال بودن است .
يعنى تو مجنون نيستى در حالى كه خدا با نبوّت به تو انعام فرموده است و اين جواب گفتهء مشركان است كه گفتند :
يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
، اى كسى كه قرآن بر او نازل شده براستى كه تو مجنونى .
وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ
؛ در معناى اين جمله دو احتمال هست :
1 - محققا برائت در برابر تحمّل رد اى نبوّت و قيام به موجبات آن پاداشى قطع نشدنى است مانند
عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ
؛ « بخششى است قطع نشدنى » ( هود / 108 ) 2 - منظور اين است كه ( خدا ) بر اين نعمت بر تو منّت نمىگذارد زيرا پاداشى است كه در برابر عملت مستحقّ آن هستى .
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
؛ خداوند سبحان خلق پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را بزرگ شمرده چرا كه