تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
وَ هِيَ تَفُورُ
؛ يعنى دوزخ از آتش آنها به جوش مىآيد همانند ديگ كه با اشياء داخلش به جوش مىآيد .
تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ
؛ يعنى ( آتش ) از بسيارى خشم بر آنها ، پاره پاره مىشود ، خداوند التهاب آتش را غيظ بر كافران قرار داده چون به وسيلهء آنها بسيار مىجوشد و ممكن است مقصود خشم شعلهء آتش باشد .
كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ
؛ هر گاه گروهى در دوزخ افكنده شوند نگهبانان دوزخ از آنان مىپرسند آيا از طرف خدا بيم دهنده‌اى برايتان نيامد ؟ و اين سؤال توبيخى است برايشان تا عذابى علاوه بر عذاب دوزخ باشد ، منظور از « خزنتها » مأموران و موكّلان بر آتشند .
قالُوا بَلى
؛ گفتند آرى ، و اين اعتراف آنها به عدالت خدا و بر انگيختن او پيامبران را و اين كه پيامبران به اختيار خود نه به اجبار ، براى ملّتها آمده‌اند ، ممكن است « نذير » به معناى انذار باشد يعنى الم ياتكم اهل نذير ؛ آيا بيم و انذارى بر شما نيامد .
إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ
؛ يعنى ما [ كافران ] به پيامبران گفتيم شما كاملا از مرز حق و درستى خارج شده‌ايد ، بعضى گفته‌اند : اين جمله گفتهء فرشتگان به كفّار است و حكايت گمراهى آنان در دنياست ، يا مقصود فرشتگان از « ضلال » هلاكت است [ يعنى شما در هلاكت هستيد ] .
وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ
؛ كافران گفتند : اگر بيم دادن پيامبران را همانند كسى كه خواهان حق است مىشنيديم يا همانند كسى كه با دقّت و تأمّل مىنگرد عقل خود را به كار مىانداختيم . گفته شده : خداوند ميان شنيدن و تعقّل كردن جمع كرده است چون تكليف ، پيرامون اين دو امر و دلايل عقلى و نقلى مىگردد .
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
؛ به گناه خود در تكذيب پيامبران اعتراف كردند ، « فسحقا » به تشديد [ حاء ] و بدون تشديد قرائت شده است يعنى دورى [ از