از ابن عبّاس روايت شده كه نمازگزاران مأمور نشدهاند كه پس از نماز جمعه از دنيا چيزى طلب كنند بلكه مأمور به عيادت بيماران و حضور بر جنازهها و ديدار برادران دينى شدهاند . « 1 » از حسن و سعيد روايت است كه مأمور به طلب علم شدهاند « 2 » .
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه نماز ، روز جمعه است و پراكنده شدن در روز شنبه است « 3 » .
از جابر بن عبد اللَّه روايت است ، در حالى كه ما با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نماز جمعه مىگزارديم كاروانى تجارتى رسيد مردم به طرف آن رفتند و جز دوازده نفر كه من يكى از آنان بودم باقى نماندند « 4 » .
[ شأن نزول ]
از حسن روايت شده كه دحية بن خليفهء كلبى با تجارت زيتون شامى وارد شد در حالى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در روز جمعه خطبه مىخواند پس در بقيع بنزد او رفتند از بيم آن كه مبادا ديگران جلوتر نزد او بروند و فقط حدود ده نفر با آن حضرت ماندند پس اين آيه نازل شد پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « به خدا سوگند اگر پى در پى برويد تا يك نفر از شما نماند آتشى از درّه بر شما روان شود . » عادت عربها چنين بود كه كاروانهاى تجارتى را با طبل و كف زدن استقبال مىكردند ، و مقصود از « لهو » در آيه
هامش
( 1 ) - عن ابن عباس ، لم يؤمروا بطلب شىء من الدنيا انّما هو عيادة المرضى و حضور الجنائز و زيارة اخ فى اللَّه .
( 2 ) - عن الحسن و سعيد ، طلب العلم .
( 3 ) -
عن الصادق عليه السّلام : الصلاة يوم الجمعة و الانتشار يوم السّبت .
( 4 ) - عن جابر بن عبد اللَّه : اقبل عير و نحن نصلّى مع رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله يوم الجمعة فانفض الناس اليها فما بقى غير اثنى عشر رجلا انا منهم .