از ابن مسعود روايت است كه او صبح زود به قصد جمعه بيرون شد پس سه نفر را ديد كه بر او سبقت جستهاند از اين عمل غمگين شد و به سرزنش نفس خود پرداخته و مىگفت : تو را نفر چهارم مىبينم و نفر چهارم خوشبخت نيست « 1 » .
إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
؛ يعنى به خطبهاى كه شامل ذكر خداست .
وَ ذَرُوا الْبَيْعَ
؛ خريد و فروش و تجارت دنيا را رها كرده به تجارت آخرت سبقت بگيريد ظاهر آيه دلالت دارد بر فساد و بطلان خريد و فروش در زمان ندا در دادن به نماز چرا كه نهى از عملى دلالت بر فساد آن مىكند و همچنين بر فساد تمام تصرّفات مالى دلالت دارد .
و دليل اين كه بيع را اختصاصا نهى كرده اين است كه بيع همگانىترين تصرّفات در اسباب زندگى است .
وجوب نماز جمعه شامل تمام مكلّفان مىشود جز آنها كه عذرى دارند مانند مسافرت و بيمارى و نابينايى ، و نيز زنان و پيرانى كه توان حركت ندارند و بندگان و كسانى كه بيش از دو فرسنگ با محلّ اقامهء جمعه فاصله دارند و هر گاه تمام شرايط جمع باشد واجب نمىشود مگر در هنگام حضور سلطان عادل يا كسى كه وى او را براى نماز نصب كرده باشد .
به فتواى ابو حنيفه نماز جمعه بجز امام با سه نفر تشكيل مىشود و به اعتقاد شافعى با چهل نفر و در نزد اهل بيت عليهم السّلام با هفت نفر .
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ
؛ آن گاه خداوند پراكنده شدن و طلب روزى را كه بر آنها ممنوع ساخته بود آزاد كرده با سفارش به اين كه خدا را بسيار ياد كنند و هيچ تجارت و چيز ديگرى آنها را از ياد خدا باز ندارد چرا كه هر رستگارى وابسته به ذكر خداست .
هامش
( 1 ) - عن ابن مسعود انّه بكّر فرأى ثلاثة نفر سبقوه فاغتمّ و اخذ يعاتب نفسه يقول اراك رابع اربعة و ما رابع اربعة بسعيد .