فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
؛ از آنچه به شما مىرسد شگفت زده مىشويد .
از حسن [ بصرى ] روايت است ، بر رنجى كه برده و انفاقى كه كردهايد پشيمان مىشويد ، يا از گناهانى كه مرتكب شده و به سبب آنها به اين بلاها گرفتار آمدهايد اظهار ندامت مىكنيد و مىگوييد « 1 » :
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
.
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ
؛ يعنى آنچه انفاق كرديم براى ما خسارت بود يا از غرام به معناى هلاكت باشد يعنى به سبب از بين رفتن رزقمان هلاك شديم .
بَلْ نَحْنُ
( قوم )
مَحْرُومُونَ
؛ ما از رزق ، محروم و محدود و كم اقبال و بىبهرهايم و اگر محدود مىشديم اين بلا به ما نمىرسيد .
مِنَ الْمُزْنِ
؛ مقصود ابر است .
أُجاجاً
؛ نمكى است تلخ كه كسى قادر به آشاميدن آن نيست ، و حذف شدن « لام » از جواب « لو » در اين جا به خاطر اختصار است ولى معنايش ثابت است .
تُورُونَ
؛ آن آتش را مىافروزيد و از آتش گيرانه آن را بيرون مىآوريد و عربها با دو چوب كه به هم مىساييدند آتش مىافروختند و چوب بالايى را زند و پايينى را زنده مىناميدند .
أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها
؛ آيا شما درختى را كه از آن آتش مىجهد ايجاد كردهايد و شما آن را رويانيدهايد ؟
تَذْكِرَةً
؛ نوعى يادآورى از آتش دوزخ است چرا كه تمام اسباب زندگى را به آن منوط دانستهايم ، و نياز به آنها را تعميم دادهايم تا براى مردم حاضر باشد و به آن بنگرند ، و وعدههاى عذابى كه به آنها داده شده ياد كنند . يا آن را نمونهاى از دوزخ قرار داديم .
هامش
( 1 ) - عن الحسن ، تندمون على تعبكم فيه و انفاقكم عليه او على ما اقترفتم من المعاصى اللّتى بسببها اصابكم ذلك و تقولون .( إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ).