أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ
؛ همزهء استفهام بر حرف عطف داخل شده است .
أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ
؛ ( به فتح واو ) نيز قرائت شده است .
إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
؛ يعنى تا زمانى كه براى دنيا معيّن شده و آن روز قيامت است و اضافهء بيانيّه به معناى ( من ) است مانند خاتم فضة ، ( انگشترى از نقره ) است و ميقات ، محدود شدن چيزى است و از همين ريشه است مواقيت احرام .
مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ
؛ « من » اوّلى براى ابتداى غايت و « من » دوّم بيانى است و شجر را تبين و تفسير مىكند .
ضمير شجر در منها ، به اعتبار معنى مؤنّث آمده و در عليه به اعتبار لفظ شجر مذكّر آورده شده است .
شُرْبَ الْهِيمِ
؛ « شرب » به فتح و ضمّ « ش » قرائت شده است و هر دو مصدرند و « هيم » شترى است كه به او بيمارى هيام ( كه تشنگى سخت است ) رسيده باشد و جمع آن اهيم و هيما ، است و گفته شده : « هيم » زمين ريگستان است در اين صورت جمع هيام به فتح ( هاء ) است كه بر « فعل » جمع بسته شده مانند سحاب و سحب سپس همان كارى كه نسبت به جمع ابيض شده نسبت به هيم نيز انجام شده است و معناى جمله اين است كه خداوند بر آنها نوعى گرسنگى مسلّط مىكند كه آنها را به خوردن زقّوم مجبور مىسازد و چون از زقّوم شكم را پر كردند عطشى بر آنها مسلّط مىشود كه آنان را به نوشيدن حميم مجبور مىسازد ، در نتيجه روده و معدهء آنها را قطعه قطعه مىكند پس آن را مانند ( هيم ) مىنوشند .
هذا نُزُلُهُمْ
؛ نزل رزقى است كه به احترام مهمانى كه وارد مىشود مهيّا مىكنند و در اين تعبير نوعى خشم گرفتن است ، مانند گفتار خداوند :
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
؛ « پس آنها را به عذاب دردناك بشارت ده . » ( انشقاق / 24 ) .
فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ
؛ تشويقى است كه زنده شدن مردگان در قيامت را تصديق كنند زيرا كسى كه مىتواند بيافريند مىتواند برگرداند .