لو تعلمون ، جملهء معترضهاى است كه در وسط جملهء معترضه آمده و ميان صفت « عظيم » و موصوف « قسم » قرار گرفته است . گفته شده : منظور از
« بِمَواقِعِ النُّجُومِ »
اوقات نزول قرآن است ، و به صورت مفرد « بموقع » نيز قرائت شده است چون اسم جنس است و بجاى جمع به كار مىرود .
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ
؛ قرآنى است كه در پيشگاه پروردگار محترم است و خدا آن را عزيز و محترم شمرده و منافع آن همگانى و خيرش بسيار است و با تلاوت و عمل كردن به محتواى آن آدمى به پاداش بزرگى مىرسد يا مهمّ و عاجز كننده است و در ميان جنس كتابها پسنديده مىباشد .
فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ
؛ كتابى كه از غير فرشتگان مقرّب محفوظ است و جز آن فرشتگان كسى از آن آگاه نمىشود و آنها از تمام پليديها پا كند ، اگر جمله صفت براى كتاب مكنون كه همان لوح محفوظ است قرار داده شود . اما اگر جمله را صفت قرآن قرار دهى معنايش اين است كه قرآن را لمس نمىكند مگر مردمى كه پاك باشند .
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
؛ تنزيل صفت ديگرى براى قرآن است يعنى كتابى است كه از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است ، يا صفت مصدر باشد چون قرآن در ميان ديگر كتابهاى آسمانى به تدريج نازل شده است و گويى خود قرآن تنزيل است از اين رو يكى از اسمهاى قرآن است آن گاه كه گويند در تنزيل چنين گفته است و در تنزيل چنان آمده است يا قرآن تنزيل است بنا بر اين كه مبتدا ( هو ) حذف شده باشد .
أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ
؛ يعنى به قرآن .
أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ
؛ يعنى نسبت به آن سهل انگارى مىكنيد مانند كسى كه به خاطر مسامحه در كارى جانب خود را نرم مىكند و در كار سختگيرى نمىكند .
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ
؛ بنا بر اين كه مضاف حذف شده و اصل آن بوده و تجعلون شكر رزقكم التّكذيب ؛ يعنى بجاى شكر تكذيب كرديد ، از على عليه السّلام روايت است كه