قَبْلَهُمْ
؛ ضمير در قبلهم به اصحاب آن دو باغ بر مىگردد چون ذكر دو باغ بر آنها دلالت دارد .
عَلى رَفْرَفٍ
؛ بر نوعى بالش و فرش تكيه دادهاند و گويند : رفرف باغهاى بهشت است و مفرد آن رفرفه است ، بعضى گفتهاند : رفرف پشتيهاست ، و به قولى هر جامهء پهن است .
وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ
؛ « عبقرى » منسوب به عبقر است و به گمان عربها عبقر شهر جنّيان است و هر چيز عجيبى به آنجا نسبت داده مىشود .
از ابن عباس و قتاده نقل شده كه مقصود فرشهاى گرانبهاست ، و از مجاهد روايت شده كه عبقرى همان ديباست ، و در قرائتهاى نادر ، رفارف خضر و عباقرى بر وزن مداينى ، قرائت شده و اين قرائت از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده است هر چند غير منصرف بودن ( عباقرى ) خلاف قياس است ليكن ، قرائتش ناخوشايند نيست براى اين كه همواره به كار مىرود .
ذِي الْجَلالِ
؛ « ذو الجلال » با واو به عنوان صفت براى اسم قرائت شده است .