تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
زَوْجانِ
؛ در معناى آن چند قول است : 1 - در آن دو باغ دو نوع ميوه است يك نوع معروف و يكى غير معروف . 2 - دو نوع ميوه مشابه است مانند تر و خشك كه تازه و خشك آن در خوبى مثل هم هستند .
مُتَّكِئِينَ
؛ منصوب است بنا بر اين كه مدح يا حال براى خائفين باشد چرا كه ( من خاف ) در معنى جمع است ، يعنى مانند پادشاهان تكيه بر پشتى داده‌اند .
عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ
؛ [ بر روى فرشهايى تكيه داده‌اند كه ] آستر آن ديباى ضخيم است و هر گاه آستر آن ديباى ضخيم باشد پس به گمان شما رويه‌هاى آن چه خواهد بود ؟ بعضى گفته‌اند ، رويه‌هاى آن از سندس است ، و به قولى رويه‌هاى آن از نور است .
وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ
؛ ميوه‌هاى چيدنى آن دو باغ نزديك است كه دست شخص ايستاده و نشسته و خفته به آن مىرسد .
فِيهِنَّ
؛ در مرجع ضمير دو قول است : 1 - يعنى در اين نعمتهاى شمرده شده كه عبارت است از دو باغ ، دو چشمه ، ميوه ، فرشها و ميوه‌هاى در دسترس و چيدنى . 2 - در دو باغ چون شامل قصرها و مجلسهاست .
قاصِراتُ الطَّرْفِ
؛ زنانى هستند كه فقط چشمانشان به شوهرهايشان است و به مردان ديگر نگاه نمىكنند .
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ
؛ زنانى كه از طايفهء انسند هيچ انسانى لمس نكرده و زنان طايفهء جن را هيچ جنّى ، يعنى هيچ كس با آنها نزديكى نكرده و باكره‌اند ، اين آيه دلالت دارد كه جنّ نيز مانند انسان زنان را لمس مىكند ، اين كلمه به ضمّ ( ميم ) نيز قرائت شده است .
كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ
؛ يعنى زنان بهشت در روشنى مانند ياقوت و در
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 207 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى