1 - منظور ستاره ثرياست و عرب اسم نجم را بر ثريّا اطلاق كرده است ، شاعر مىگويد :
فوردن و العيّون مقعد رابئ * الضّرباء فوق النّجم لا يتتلّع « 1 »
2 - مقصود از « نجم » دستهاى از ستارگان است كه سقوط كردهاند از ديده پنهان مىشوند .
3 - ستارهاى است كه غروب آن ، سقوط در روز قيامت است .
4 - تيرهاى شهابى است كه در هنگام رجم شياطين از ستارگان رها مىشود .
5 - منظور از « نجم » نجوم قرآن است [ يعنى اوقات و دفعاتى كه قرآن در آن اوقات نازل شده ) كه مدّت آن بيست و اندى سال است .
إِذا هَوى
؛ هر گاه فرود آيد .
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ
؛ مقصود از صاحب ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است و مخاطبها قريشند ، اين جمله جواب قسم است ، يعنى پيامبر هدايت كننده و هدايت يافته ، ارشاد كننده و ارشاد شده است ، و چنان كه شما مىپنداريد و او را به گمراهى نسبت مىدهيد نيست . و دين و قرآنى كه براى شما آورده سخنى نيست كه از رأى و ميل خودش صادر شده باشد .
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
؛ جز وحى كه از طرف خدا به او مىشود چيزى نيست .
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
؛ فرشتهاى بسيار نيرومند به او تعليم داده كه جبرئيل عليه السّلام است .
اضافهء شديد ( صفت مشبّهه ) به قوى ( فاعل شديد ) اضافهء لفظى است .
ذُو مِرَّةٍ
؛ خردمند و رأيش صائب و دينش محكم و جسمش سالم است .
هامش
( 1 ) - نجم در شعر به معناى « ثريا » به كار رفته و آن هفت ستاره است كه شش عدد آن آشكار و يك عدد آن پنهان است و مردم [ ديد ] چشم خود را با آن آزمايش مىكنند . ضرباء جمع ضريبه و به معناى ضارب است . لا يتتلّع ، سر را براى قيام بلند نمىكند و به پا نمىخيزد - م .