أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ
؛ بلكه آنها بر طبق فطرت منحرف خود فكر مىكنند كه بيهوده و عبث آفريده شدهاند .
أَمْ هُمُ
؛ يا آنها كسانىاند كه خودشان را آفريدهاند بدين سبب خدا را نمىپرستند .
بَلْ لا يُوقِنُونَ
؛ آنها در گفتار خود ترديد دارند ، و گفته شده : آيا بيهوده آفريده شدهاند و هيچ پاداش و حسابى در كار نيست .
أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَبِّكَ
؛ يا در نزد آنها گنجينههاى روزى هست ، يعنى كليدهاى رسالت در دست آنهاست كه رسالت را هر جا بخواهند قرار دهند ، و آيا خزائن علم خدا در نزد آنهاست تا براى آن خزائن ، حكمت و مصلحتى به اختيار خدا برگزينند .
أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ
؛ خيال مىكنند مسلّط بر مردم و ارباب آنهايند تا امور مربوط به پروردگار را تدبير كنند ، كلمهء « مسيطر » با « صاد » « مصيطر » نيز قرائت شده است .
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ
؛ آيا نردبانى دارند كه به طرف آسمان نهاده شده تا بالا روند و سخن فرشتگان را بشنوند و به اعتقاد باطل خود مطمئن شوند و هر چيز ديگر را ردّ كنند .
بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
؛ دليل روشنى بياورد كه شنيدن وحى را به وسيله شنونده شان تصديق كند .
أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ
؛ اين يك نوع تحقير نسبت به عقلهاى آنهاست چون چيزى را به خدا نسبت دادهاند كه خودشان آن را دوست ندارند و اين دليل كمال نادانى آنهاست كه فرزند داشتن را براى خدا تجويز كرده آن گاه مدّعى شدهاند كه خداوند براى خود انتخاب كرده با اين كه به نظر آنها پسر بهتر از دختر است .
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً
؛ يا از آنان در مقابل دين و شريعتى كه برايشان آوردهاى مزدى مىخواهى .
فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ
؛ و پرداخت اين مزدى كه از آنها خواستهاى بر دوش آنان سنگينى كرده و مانع پيروى از تو شده است و به تو ايمان نياوردهاند .
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ
؛ آيا لوح محفوظ در اختيار آنهاست .