امورى هست كه موجب سرگشتگى عقول مىشود و تنها معانى ظريفى كه دربارهء دلها نقل شده و زبانها و نطق و مخارج حرفها و صورتها و طبيعتها و رنگهاى مختلف در هر انسان و شنيدن و ديدن و ديگر اعضا و انواع حكمتى كه در آنها قرار داده شما را بس است .
و فى كلّ شيء له آية * تدلّ على انّه واحد « 1 »
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ
؛ منظور از رزق ، باران است چرا كه باران سبب پيدايش روزيها مىشود .
وَ ما تُوعَدُونَ
؛ مقصود از آنچه وعده داده شده بهشت است ، يا منظور اين است كه تمام آنچه در دنيا به عنوان روزى به شما داده مىشود و آنچه در آخرت به شما وعده داده شده در آسمان نوشته و مقدّر شده است .
مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ
؛ در قرائت « مثل » سه قول است : 1 - رفع و صفت براى حق يعنى حقّ مثل نطقكم ، نظير نطق شما ، حق است . 2 - نصب بنا بر اين كه حقّ حقّا مثل نطقكم ، باشد . 3 - فتح ؛ چون به اسم غير متمكّن « ما كه مبنى است » اضافه شده است .
« ما » به تصريح خليل ( نحوى ) زايده است و نظير اين گفته عرب است انّ هذا لحقّ كما انّك ترى و تسمع و مانند ما انّك هاهنا مىباشد . در مرجع ضمير « انّه » سه قول است : 1 - به آيات و رزق ياد شده برگردد . 2 - به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله برگردد . 3 - به لما توعدون برگردد و معناى جمله اين است كه اين مطلب در صدق و تحقّق مانند چيزهايى است كه بالضروره مىدانيد .
[ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 24 تا 30 ]
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ( 24 ) إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ ( 25 ) فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ( 26 ) فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ( 27 ) فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ ( 28 )
فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ ( 29 ) قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ( 30 )
هامش
( 1 ) - براى وجود خدا در هر چيزى نشانهاى است كه بر يگانگى او دلالت مىكند .