وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ
؛ به پسرى كه دانا و پيامبر است يعنى او را به اسحق مژده دادند .
از مجاهد روايت شده كه منظور از آن پسر ، اسماعيل بوده است .
« فِي صَرَّةٍ »
با فريادى ، اين كلمه از صرّ الجندب و صرّ القلم و الباب به معناى صداى ملخ و قلم و در ، است يعنى زن ابراهيم فريادكنان آمد ، جمله در محلّ حال است .
از حسن روايت شده كه زن ابراهيم به خانهء خود آمد و در گوشهاى بود و به آنها نگاه مىكرد و چون حرارت خون را در خود احساس كرد بر اثر حياء سيلى به صورت خود زد و گويند با اطراف انگشتها به پيشانى خود زد همان كارى كه شخص شگفت زده مىكند و گفت من پير زنى نازا هستم چطور فرزندى مىزايم .
قالُوا كَذلِكَ
؛ مانند همان سخنى كه گفتيم و از آن خبر داديم .
قالَ رَبُّكِ
؛ يعنى ما تو را از كار خدا خبر مىدهيم و خدا بر آنچه شما بعيد مىشماريد قادر است .