است و ممكن است ستارگان آسمان را زينت دهند چنان كه رنگرز راههاى لباس را رنگ مىكند .
الْحُبُكِ
جمع « حباك » است مانند مثال و مثل و « حبيكه » مانند طريقه است .
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ
؛ منظور گفتار مشركان دربارهء پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است كه او را شاعر و ساحر و مجنون خواندند و دربارهء قرآن گفتهاند كه سحر و آيندهگويى و داستانهاى نخستين است .
از قتاده روايت شده كه منظور از قول مختلف اين است كه بعضى از شما ( پيامبر را ) تصديق و بعضى تكذيب مىكنيد بعضى منكر نبوّت او مىشويد و بعضى اقرار مىنماييد .
يُؤْفَكُ عَنْهُ
؛ ضمير « عنه » به پيامبر يا قرآن بر مىگردد يعنى از پيامبر يا قرآن روى مىگرداند آن كس كه روى بگرداند آن هم روى گرداندنى كه مهمتر و شديدتر از آن وجود ندارد مانند گفتار پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ،
لا يهلك على اللَّه الا هالك ،
از سوى خدا به هلاكت نمىرسد جز هلاك شونده . و گويند مقصود اين است كه هر كس در علم سابق خداوند از خير روگردان بوده از پيامبر يا قرآن روى مىگرداند و ممكن است ضمير « عنه » به
« إِنَّما تُوعَدُونَ »
برگردد به اين معنى كه از اقرار به امر قيامت روى مىگرداند كسى كه روى گردان است .
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ
؛ نفرينى است بر مشركان و اصل آن نفرين به هلاكت و كشته شدن است ، آن گاه جايگزين « لعن » و « قبح » شده يعنى لعنت بر دروغگويان كه سخنان نادرست را فرض مىكنند و آنها صاحبان گفتار مختلف هستند ، و لام در « الخرّاصون » اشاره به مشركان است و گويى فرموده ، قتل هؤلاء الخرّاصون الذين هم فى غمرة ، لعنت و مرگ بر اين دروغگويان كه در نادانى فرو رفته و از آنچه بدان امر شدهاند غافلند .
يَسْئَلُونَ
؛ مىپرسند و مىگويند
أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ
؛ روز جزا چه وقت است ؟ يعنى