از ابىّ و ابن مسعود و ابن عبّاس روايت شده است كه آنها آيه را چنين خواندهاند :
النبى أولى بالمؤمنين من أنفسهم و هو أب لهم و به همين طريق از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السّلام روايت شده است . مجاهد گفته است : هر پيغمبرى پدر امّتش مىباشد و بدين سبب است كه تمام مؤمنان برادر يكديگرند ، زيرا پيامبر پدر دينى آنهاست .
وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ
؛ و همسران پيامبر در تحريم ازدواج با آنها به منزلهء مادران شما هستند ، هم چنان كه مىفرمايد :
وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً
؛ « و پس از پيامبر هرگز با همسران او ازدواج نكنيد » ( احزاب / 53 ) آنها مادران حقيقى نيستند زيرا اگر چنين بود دختران آنها خواهران مؤمنان مىشدند و مؤمنان نمىتوانستند با آنها ازدواج كنند .
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ
؛ و خويشاوندان نسبى در ارث بردن به سبب حقّ خويشاوندى بعضى بر بعض ديگر مقدّمند . مسلمانان در صدر اسلام به سبب برادر خواندگى و مهاجرت نيز ارث مىبردند ، اين آيه ، ارث مهاجرت و برادر خواندگى را نسخ كرد .
فِي كِتابِ اللَّهِ
؛ مقصود از كتاب ، يا لوح محفوظ است يا قرآن ، يعنى در لوح محفوظ يا در قرآن ثبت است .
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ
؛ ممكن است كه حرف « من » بيانى باشد و عبارت
« مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ »
بيان
« أُولُوا الْأَرْحامِ »
باشد ، يعنى خويشاوندان مؤمن و مهاجر بعضى بر بعضى ديگر ، در ارث ، از اجانب اولى هستند و ممكن است كه حرف « من » براى ابتداى غايت باشد ، يعنى خويشاوندان به سبب حقّ قرابت در ارث ، از مؤمنان - كه به سبب پيمان برادرى و از مهاجران كه به سبب هجرت ، ارث مىبرند - اولى و سزاوارترند .
إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً
؛ مقصود اين فراز از آيه وصيّتى است كه شخص [ از ]