تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بود « 1 » .
مِيثاقاً غَلِيظاً
؛ مقصود از پيمان غليظ آن است كه به خدا قسم ياد كنند تا آنچه را كه خداوند بر عهدهء آنها قرار داده است انجام دهند و به آن وفا كنند . واژهء « غلظ » استعاره است و مقصود عظمت و بزرگى و شأن همان ميثاق و پيمان است .
اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
؛ و به ياد آوريد نعمت خدا را بر خودتان روز جنگ احزاب و آن روز خندق است .
إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ
؛ هنگامى كه سپاهيانى از احزاب به سراغ شما آمدند ، همان احزابى كه عليه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گرد آمده بودند .
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً
؛ و ما باد را بر آنها فرستاديم و آن باد صبا بود كه بر آنها فرستاديم تا اين كه ديگهاى آنها را واژگون كرد و خيمه‌هاى آنها را از جا كند و خاك و رمل به صورت و چشمهاى آنها مىريخت . و در حديث است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : من به وسيلهء باد صبا يارى شدم و قوم عاد به وسيلهء باد دبور نابود شد . « 2 »
وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها
؛ و سپاهيانى كه نمىديديد و آنها فرشتگان بودند . چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيد كه دشمن به طرف آنها مىآيد ، به اشارهء سلمان فارسى دور مدينه را خندق كند ، سپس با سه هزار نفر از مسلمانان براى جنگ بيرون آمد و لشگرگاه را جايى قرار داد كه ميان او و سپاهيان دشمن ، خندق فاصله بود و ترس و خوف ميان مسلمانان شدّت يافت ، كودكان و زنان را در قلعه‌هاى مرتفع جاى دادند و نفاق منافقان آشكار شد . قريش با ده هزار نفر از قبايل مختلف كه جمع كرده بودند و با پيروانشان به سوى مدينه پيش آمدند تا ميان « جرف » و « غابه »
هامش
( 1 ) - إذا سئل الصّادق عن صدقه على أىّ وجه قاله فيجازى بحسبه ، فكيف يكون حال الكاذب ؟ ! ( 2 ) - نصرت بالصّبا و أهلكت عاد بالدّبور .